{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌟سجده اش طولانی شده بود. تعجب کردیم. نماز جماعت و این سجد

🌟سجده اش طولانی شده بود. تعجب کردیم. نماز جماعت و این سجده. تا به حال از پیامبر ندیده بودیم. گفتیم شاید وحی نازل شده. نماز که تمام شد علتش را پرسیدیم.

🌟فرمود: " حسنم بر گردنم سوار شده بود. دلم نیامد او را پایین بیاورم، منتظر ماندم خودش پایین بیاید."

🌟گفتیم: " یا رسول الله! با دیگران این طور رفتار نمی کنید؟

🌟فرمود: " حسن ریحانه من است، هر کس می خواهد به بهتر و مهتر بهشت نگاه کند، به حسن نگاه کند. "

#آفتاب_غریب
#میلاد_امام_حسن_مجتبی(ع)
#ماه_مبارک_رمضان بریده_کتاب
✅پاتوق کتاب شهید زینب کمایی
@maghar98
دیدگاه ها (۱)

🌟در نخیله بود. با معاویه نشسته بود زیر سایه چند نخل. معاویه ...

🏴مرد از شام آمده بود مدینه! دیار پیامبر اسلام.حسین بن علی را...

⚽️توپ را قِل دادم یک قدم جلوتر از خودم و بعد با نوکِ پا بالا...

مرحوم عراقی در دار السلام از یکی از صلحائ و خوبان حکایت والد...

علی نامی که در محله فعلی که مصلای همدان نام دارد و در گذشته ...

ماجرای علی گندابی : علی گندابی نام فردی بود که هر چند در بخ...

داستان علی گندابی شراب خوار که با روضه ابالفضل توبه کردمفسر ...

بسم الله الرحمن الرحیم "داستان ...

فاطمه مدح ست در حق زنانحضرت فاطمه(س) شاهکار خلقتِ خالق متعال...

داستان تشرف خدمت امام زمان عج و عبور از نهر ... متقی صالح , ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط