{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریکه: نمیدونم چرا دیگه اصلا حال و حوصِله ندارم، حتی برای

فریکه: نمیدونم چرا دیگه اصلا حال و حوصِله ندارم، حتی برای این کار . برای هیچی، میفهمی؟
ورا: نه .
فریکه: دلم میخواد یک عالَم کار بکنم و چند لحظه‌ی بعد، اصلا حال و حوصِله ندارم؛ همه چی دارن بهم هجوم میارن، دارن من رو از پا در میارَن .
#راینر_ورنر_فاسبیندر
دیدگاه ها (۳)

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟑تقریبا سیگار اون پسر د...

نبرد پارت آخر

Anya x Damian پارت۶۰

ماهزاده ی من..دلم برات تنگ شده؛ هنوز دلم میخواد با صدایی که ...

واقعاً نمی‌دونم از کِی این‌همه خستگی نشست روی دلم…از کِی دیگ...

اگه خواستی بیا کپشن!

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part3تو فکر بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط