《شروع دوباره》پارت۴

《شروع دوباره》پارت۴
اول اینکه ممنون بابت اسم*تعظیم* ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ☆ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دکو اَبَر توت‌فرنگی شد و باکوگو کمی سرخ شد و گفت:نفله ی هورمونی چرا ایقدر سفت شدی؟
میدوریا روحش از تو دهنش برون زده بود یه چیزی تو مایه های اسلاید ۲.
میدوریا با لکنت زبون فراوون:ک. ک. ک. ک. کاچ. چ. ان می ش. ه دس. س. ت. ت رو ب. ب. ب. ردا. ا. ری؟(کاچان می شه دستت رو برداری؟)
باکوگو کمر میدوریا رو کشیدش سمت خودش
باکوگو:جوابمو ندادی نفله چرا اینقدر سفت شدی
(حال ندارم با نقطه بنویسم حالا شما با لکنت خیلی زیاد تصور کنید🗿👍🏻)ایزوکو: کاچان منظورت چیه دستتو بردار
دکو تو ذهنش:خیلی نزدیکه(اهم منظورش باکوگوعه... منحرفا🗿)
باکوگو دکو رو نزدیکتر اورد و گفت: نکنه دلت می خواد؟...(آره منظورش همونه🗿)
ایزوکو:نه نه نه نه منظورت چیه؟ دلم چی می خواد راجع به چی حرف می زنی؟!*یه دفعهخون دماغ شد*
باکوگو یه دست مال گرفت روی بینیه دکو و گفت:نفله ی هورمونی😏
من: آخخخخ قلبم😆😭🥹🙀🙀🙀🫀
باکوگو و دکو هم زمان: تو ببند 💢💢
من: باشه بابا من رفتم اصلا خوش بگذره مرغ عشق ها😆😏
میدوریا که دیگه قرمز رو رد کرده بود کبود شده بود باکوگو هم گونه هاش قرمز شد و من رفتم... اهم‌اهم کجا بودیم؟امممممم آها میدوریا دستمال رو از باکوگو گرفت و گفت: ممنون...کاچان(ای خداااااااا یعنی عاشق کاچان گفتنشم😭🫀✨️)
باکوگو یه لبخند خیلی محو زد و رفت
ایزوکو تو ذهنش: الان چی شد؟! اون کاچان بود؟! نکنه دارم خواب می بینم؟!؟! چرا ایقدر مهربون شده؟! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ☆ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نام نام🍿 نمی دونم چرا وقتی اینجا می نویسم خیلی زیاد به نظر میاد پستش می کنم خیلی کم می شه😭
楽しんでいただければ幸いです💞💖
دیدگاه ها (۱۵)

پارت پونزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو(مغز باکوگو می...

ی خبر بسیار خوب اینکه(سرش عر زدم)باکوگو کاتسوکی یکی از بهتری...

رمان یک نیمکت فاصله

سناریو:زخم التیامی/پارت ۶**باکوگو**اتوبوس راه افتاد. بالاخره...

آره دیگه مثلث عشقیش کردم😂روی شخصیتی ک خودم ساختمش و قراره از...

پارت ۲باکوگو که هنوز دستش روی قلبش بود از گردن دکو جدا شد 《ب...

واقعا عذر میخوام امشب نمیتونم پارت رمان رو قرار بدم🎀🙏و اینکه...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

ترجمه:"اما ایزوکو میدوریا نمی‌تونه زندگی کردن توی دنیایی بدو...

باکوگو رو بدین ببرم😔🎀✦ ˚₊‧⁺˖⋆。°✩₊˚.⋆。°✩₊˚.⋆。°✩𓂃 ࣪˖ ִֶָ💥 𓈒 𐙚 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط