مردی سوار بر اسب،

مردی سوار بر اسب،
به سرعت میتاخت
شخصی کنار جاده پرسید ،
کجا میروی؟
گفت نمیدانم از اسب بپرس

این داستان زندگی خیلی از مردمست
سوار بر اسب عادتهایشان میتازند بدون اینکه بدانند کجا میروند
دیدگاه ها (۱)

پارت سوم — یک روز معمولیسوآ از وقتی یورا را با خودش برده بود...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۸ — تلهماشین با سرعت در جاده‌ی تاریک حرکت م...

همسر پادشاه مین

Part:43ات:سوهو الان جاش نیستسوهو:پس متوجهش بودی ... (میاد بق...

گاهی آدم آن‌قدر درگیر ساختن زندگی می‌شه که یادش می‌ره خودش ه...

آپدیت اینستاگرام SFMOMA: 🌱کپشن: با یک راهنمای صوتی ویژه که ر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p93یکی از فرمانده‌ها با عجله وارد باغ شد...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۱ | «همه با هم» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط