اولش خوب بود دوسم داشت ؛؛؛ عاشـــــــقم بود ،،،

اولش خوب بود دوسم داشت ؛؛؛ عاشـــــــقم بود ،،،
اگه قهر میکردم میــــــــــــمرد ،،،
قرار بود مال هم شیــــــــــــم ،،،
تا.....
تا زمانی که « تو » پیدات شد ،،،
هــــــــــــــــــــــــه دوست اجتماعی ،،،
کم کم ازم دورش کردی ،،،
دیگه حواسش بهــــــــــــم نبود ،،،
یه روز گفتم میــــــــــــرم ،،،
گفت کجا ؟؟؟؟ گفتم از پیش تو ؛؛؛
بی معرفت هیچی نگفت ،،،
فهمیدم نباید بمونم پس رفتم ،،،
گذشــــــــــــــــــــــــت
یه روز با دوست اجــــــــــــتماعیش یعنی « تو » دیدمش ،،،
نه سوختم
نه باختم
اما بدون اون که "نــــــــــــفســــــــــــش " رو ول
کرد روزی « نفس مصــــــــــــنوعیشم » ول میکنه
دلت رو صابون نزن
دیدگاه ها (۱)

داخل کلاس ما یه اکیپی هست که همیشه به بقیه زور میگن و من خاک...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.2 (روایت از زبان ن...

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

سناریو سو پارت اخر

چند پارتی جیمین پارت دوم

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

من امروز صبح برای خودم قیساوا درست کردم، همون صبحونه‌ ی خوشم...

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط