{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشن مهمهههه🎀😂

کپشن مهمهههه🎀😂

عروسک من😈🔞

پارت پانزدهم

بازومو ول کرد برگشتیم سمت صدا

-داداش با زن داداش خلوت کردی

نیکولای عصبی نگاهی بهم انداخت و بازومو ول کرد اون مرد اومد

نزدیک ..

-به به معرفی نمیکنی نیک

با چشمای خیس بازومو نوازش می‌کردم وحشی گری هم حدی داره

عوفففف

-زن داداش

چشمامو با حرص دادم بع مرده که خندید

-چیکارش کردی نیک

-بیشتر از حدش حرف زد

پسره خندید و دستشو سمتم دراز کرد

-پسر عموی نیک سرهان ولکوف

دستشو گرفتم صدامو صاف کردم

+فرشته

خندید و با نیک رفتن طبقه بالا منم وسط پذیرایی وایسادم

چه گیری افتادم مطمئنم اینجا نمیتونم فرار کنم و از مرز رد شم

باید یه نقشه بکشم نمیتونم پیش این روانی بمونم

رفتم پله هارو بالا وارد اتاق شدم لنا خواب بود

یکم سردرد داشتم

+لنا

-بله خانوم

+نشد دیگه فرشته صدام کن

-چشم فرشته

لبخندی زدم و گفتم

+میشه واسم قرص بیاری سرم درد میکنه

پرید سمتم

-چشم چشم

رفت بیرون نشستم رو تخت چشمم روی لباس ها تو کمد بود

یهو یه چی سیاهی چشممو گرفتم کنجکاو پاشدم و رفتم نزدیکش

برداشتمش با دیدن اسلحه سیاهی که دور تا دورش طلایی بود بهش میومد گرون قیمت باشه

روش یه رمز بود

اون رمز ...

#رمان #عاشقانه #مافیایی

خوببب دوتا پارت کافیه دیگهه😈😂

خوب بچه سرهان خیلی ادم شوخ طبیه و
نیک رو مثل داداشش دوست داره و همین

سرهان بر عکس نیکولای گوگولیه🤣🎀

کراشم تو این رمان سرهان و نیکولای 😈💅🏿

از دختر هم فرشته و لنااا بماند نقشه های منفور و بد قراره بیاد 😂🎀
دیدگاه ها (۱۹)

عروسک من😈🔞پارت چهارم یعنی میگی من حق انتخاب ندارم نگاهی به ...

کپشنننن😌💘عروسک من😈🔞پارت هشتاد و چهار "آرینا"سرهان دستشو دور ...

مثل هر شببب کپشنننن😎🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و نُه+آقای راننده نی...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و نهم "فرشته"نیمه شب بود دستام ...

کپشن گلیا💗😌عروسک من😈🔞پارت پنجاه و پنج روی تخت نشستم اصلا دیگ...

کپشنننننننعروسک من😈🔞پارت هفتاد و دو قدماشو سمتم برداشت و کمر...

پارت¹⁰ ...

part 55پسرت همشون یه لحظه با تعجب نگاشون کردن اما بعد سعی کر...

کپشننننننننننن🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐دوردونه سکسی🤤🔞پارت دو صدای شلیک و دیگر...

#in_your_eyespart_10۵ویو کایلاکوک چند دقیقه بعد با یه ظرف بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط