{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(((( عشق ممنوعه ))))

(((( عشق ممنوعه ))))


پارت ده


پریا : توی این یک سال ک گذشت  هم دانشگاه ما تموم شد و منو شادی الان توی یه شرکت کار میکنیم هم شادی خیلی داغون شد اما امروز پرهام برمیگرده و قراره شادی رو سوپرایز کنیم ) زنگ در خونه خورد
پریا : پرهام خوش اومدی بیا تو
پرهام: مرسی  شادی نیست
پریا : ن اما امیر هست بیا یکم دیگ‌میاد قراره با دیدنت  سوپرایز شه
پرهام : باش
امیر : سلام داداش خوش برگشتی  ) بغلش کردم 
پرهام : مرسی داداش دلم براتون تنگ شده بود مخصوصا شادی
امیر : الان میاد نگران نباش
زنگ  در خورد
پریا : درو باز کردم  شادی بود
شادی : اوف  سلام پریا  وای بعد از ظهر یه جلسه مهم داریم باید سر ساعت ۵ اونجا  باشیم  ) ک یهو چشمم خورد ب پرهام و همینجوری ساکت موندم
پرهام: سلام
شادی : اینجا چیکار میکنی
پرهام :  اومدن تورو ببینم
شادی : دیدی ؟ حالا بفرما
پرهام : شادی چرا اینجوری میکنی 
شادی : هه برو بیرون
پریا : شادی
شادی : پریا تو ساکت  پرهام برو بیرون
پرهام : شادی بزار توضیح بدم
شادی : چیو توضیح چیزی بین منو تو نیست ک ک بخوای توضیح بدی برو
امیر : شادی بیا بشین حرف بزنیم
شادی : نکنه توعم دلت میخواد بندازم بیرون
پرهام: باشه اما اینجا تموم نمیشه شادی  و رفت
شادی: چشام پر اشک شده بود ) چرا گذاشتی بیاد تو
امیر اگه میخوای ببینیش بیرون از اینجا یا خونه خودت  پریا توعم همینطور اینجا خونه منم هست و میگم حق نداره پاشو بزاره اینجا فهمیدین دیگ نمیخوام ببینمش  و رفتم تو اتاق
پریا : وای چ بد شد امیر برو دنبال پرهام
دیدگاه ها (۰)

(((( عشق ممنوعه ))))پارت یازده امیر : باشه) رفتم دنبالش ) پر...

(((( عشق ممنوعه ))))پارت دوازده بعد کلی خوردن پرهام : لعنتی...

(((( عشق ممنوعه ))))پارت نه ویو صبح شادی: با ذوق اینکه پرهام...

(((( عشق ممنوعه ))))پارت هشت سارینا :  دیدم پرهام داره عصبی ...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

پارت۲

Part40ویو نیلا صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر...

رمان آرام باش

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

رمان تو خود منی

پارت ۸بعد دوباره یاد اون قضیه افتادم اخم کردم و به مسیر جلو...

Love you پارت هشتم√سلام قریان بفرماینن داخل&سوارشو -باش &برو...

Love you پارت شونزدهم&ارع فک کنم-هوف همش تقصیر منه&نه اینجور...

رمان ارام باش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط