{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part40

Part40

ویو نیلا
صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر میکشیدم
+واییییی
یه مشت به بازویه جیمین زد
_اخخخخ
+اخخخخ ودرد
_روانی چته
+دلم درد میکنه
_ایبابا بیا بریم حموم
+منو میبلی (لوس🗿)
_چرا که نه بیا بغلم
جیمین نیلا رو برای استایل بغل کرد و برد حموم


بعد چندین

از حموم اومدن بیرون و لباساشونو پوشیدن
+دیروز خونه هم نرفتم
_خب داشتی حال میکردی (پوزخند)
+بی مزه
_مزم کردی؟
+اره
+زود باش بدو منو ببر خونه
_امادم بریم
از خونه زدن بیرون
به طرف خونه مامان نیلا رفتن
توراه گوشی نیلا زنگ خورد


تماس
+جونم مامانی
م:دخترم مامان جیمین زنگ زد گفت شام بیایین خونه ما
+واقعا من الان با جیمینم اگه دعوت کردن پس جیمین چرا نگفت
م:شاید نمیدونه
+اها اوکی من الان تو راهم دارم میام خونه
م:زود بیا خدافظ
+خدافظ
پایان تماس
+خبر داشتی؟
_نه به جون خودم نمیدونستم
+اوکی
_پس امشب هم همو قراره ببینیم
+ههههه
_(پوزخند)

بعد چندین رسیدن خونه
+عشقم خدافظ
_خدافظ پرنسسم


ادامه دارد...........

چون مدرسه ها باز میشه من ویسکون رو میپاکم میخوام هرچه زودتر این رمان تموم بشه ووووووو
وقتی مدرسه ها بازم تعطیل شد ویسکون میندازم براتون کلی رمان میزارم
دیدگاه ها (۴)

فالو شه@kim_mania7

فالو شه @winter92

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟒فردا صبح +این پرده کوفتی رو کی باز کرده م۰ن:دختر پاشو ...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟑_حالا من دیگه برم +باشه خدافظ _خدافظ جیمین از خونه خار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط