{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق در نگاه او

#عشق در نگاه او
part 3

من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ی کارن و سوزا نگاه می کردم که یه دفعه به خودم اومدم و دیدم سوزا و کارن از هم جدا شدن

@هعی سالی منحرف بیا بریم

+باشه اومدم (با کمی در شک بودن)

رفتیم و سوار ماشین شدیم.

@ چته تو باز

+راستش یه سوال دارم ازت

@بپرس

+تو عاشق کارن شدی?

@شاید یکم 😅😉

+واقعا که برات متاسفم

رسیدیم خونه و من خداحافظی کردم و رفتم داخل.

رفتم داخل اتاقم رو تخت ول شدم و چشمام سنگین شد داشت خوابم میبرد که یه دفعه این برادر مزاحم زنگ زد.

+الو

=الو سلام اومدی خونه

+سلام هوسوک چطوری داداش

=خوبم مرسی ببین سالی عشق داداشی من قراره یک هفته خونه نیام پس مراقب خودت باش بای عشقم

+باشه مشکلی نیست بای

=باش پس خداحافظ

+خداحافظ داداشی جونم

+خداحافظی کردم و از این خوشحال بودم که قراره یک هفته نیاد ولی نمی دونستم قراره اتفاقاتی برام تو این یک هفته بیوفته که همش دعا کنم ای کاش بود 😔

خلاصه منم از بیکاری رفتم رو تخت دراز کشیده یه ذره اومد خواب به چشمم بره گوشیم زنگ خورد ای خدااااااااااااااا 🤦‍♀

+الو

"...

+الووووووو

"....

+چرا کسی جواب نمیده الووووو

" الو سلام دخترم

+چی 😳بابا!!!!!

"خوبی عزیزم

+بابا تویی?????

" دخترم خودمم زنگ زدم ببینم کجایی

+مرتیکه برای چی به من زنگ زدی? می خوای همین الان به هوسوک بگم (با توجه به اول داستان پدرش مافیا هست برای همین ترسیده بچم😂😁)

"نه خواهش می کنم به هوسوک چیزی نگو فقط بهت زنگ زدم بگم مراقب خودت خیلی خیلی باش.(قطع کرد)

+الوووووو
+الوووووووووو چرا اینجوری میکنی چرا قطع کرد مرتیکه عوضی

ویو سالی @

ای خدااااااااااااااا یعنی الان به هوسوک بگم اخه اونم الان اینجا نیست که بیاد ولش کن فقط منظورش از مراقب خودت باش چی بود? 🤨

ادامه داره.......
دیدگاه ها (۰)

پارت 3

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:9ویو «سلین»&دخترم میخواستم یه چیز...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

پارت39 قمار یا زندگی

دیشب داخل خیابون یه دختر گوشیمو انداخت داخل جوب🫪دختر رو پاره...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط