مسکینی دیدم با کفش پاره.....

مسکینی دیدم با کفش پاره.....
شکر میکرد خدارا............
گفتم ک کفش پاره شکر خدا ندارد......
گفتا ک یکی شکرمیکرد.....
دیدم ک پاندارد.....
دیدگاه ها (۱۱)

شب جمعه بود سر مزار آرشا نشسته بودم دیدم یه خانم مسنی داره ا...

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

یکی از بهترین رفاقت هایی بود ک دیدم✨️#نیما_تکیدو#نیواد#محمد#...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

مرا از دور عاشق باش ! از نزديك غمگينمكه روشن مثل كبريتم ! ول...

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

خدا فرمود عجله نکن، به خدا گفتم خیلی دیر شده، گفت عجله نکن س...

ادامه پارت (۱۴)

#معرفی_کتابツسلام دوستان 🌱🌷این کتاب📚 رو چند روزی میشه تمام ک...

واییی 🤣اتاق بودم چراغ خاموش بود رو مبل نشسته بودم، بعد یهو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط