ادامه پارت (۱۴)

ویو جونکوک:
در اتاق جلسرو باز کردم تا خارج شم ک دیدم ا/ت سریع نگام کرد و رفت طرف اسانسور نمیدونم چرا کرمم گرفته بود ازیتش کنم اخه هروقخ ازیتش میکردم و نزدیکش میشدم گونه هاش با توت فرنگی فرقی نمیکرد سریع خودمو رسوندم به اسانسور رفتم داخل اصرار داشت ک با اون یکی اسانسور برم منم گفتم نه ک داشت خودش میرفت منم رفتم نزدیکش اسانسورو زدم سرمو بردم تو گردنش هی تقلا میکرد ولی اه بوی عطرش بی نظیره هر مردیو به خودش جذب میکنه .


هی میگفت نکن منم گفتم مثلا میخوای چیکار کنی ک با چند تا بحث یهو زد به اونجام از درد ولش کردم به خودم پیچیدم اونم با خوشحالی رفت .

منم بعد ۵/۶ میل از درد سوار ماشین شدم به خونه رفتم .


ویو ا/ت:رفتم خونه لباسامو عوض کردم یه دوش اب سرد گرفتم روتین رفتم و رو تخت ولو شدم .

من یروزی انتقامم رو از جعون میگیرم (پوزخند)

و سیاهی



ویو ا/ت ساعت ۶ بعد ظهر :

با صدای زنگ خونه از خواب پاشدم این وقت کیه؟
مهمون داشتم مگه؟
یعنی کیه؟
که دیدم بله


جیمینه
و اون مرد پشت سریشم‌.....
دیدگاه ها (۷)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

همسر غیره منتظره

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط