{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يا علي اكبر مدد..

يا علي اكبر مدد..

گیسو به خاک می کشی ای مصطفای من
پای تنت به لرزه فتاده ست پای من


قرآن من ورق ورق افتاده ای به خاک
ذبح عظیم من شده ای در مِنای من


در خون جاری از تن خود دست و پا مزن
ای وسعت ضریح تنت کربلای من


از بس صدا زدم ولدی حنجرم گرفت
شاید محل دهی تو به سوز صدای من


هرگز مجال نیست سخن با دهان پُر
خون لخته مانع است بخوانی برای من


آئینه بودی آینه بندان شدی علی
زهرا و حیدر و نبی، مجتبای من


از بس که نیزه خورده، تنت وا شده ز هم
ای پیکر سوا شده و جابجای من


خون محاسنم همه بر گردنت پسر
از بس که بوسه ات زدم این شد حنای من

حسین قربانچه.
دیدگاه ها (۴)

ساربان بهر خدا یک ساعتی اهسته تر.. اندر این دشت بلا گ...

حسين جان...ﺩلمﻫـــﻮﺍﯼِ تو را دارد . . .ﺧــﺪﺍ ﮐﻨﺪ ﺭﺍﺳـــﺖ ﺑﺎﺷ...

عاشق این متنم :رﻓـﺎﻗـﺖ ﺑِﻪ ﺗِـﻌﺪﺍﺩ ﻧﯿﺴـﺖ ﺑِﻪ ﻣـَﻌﺮﻓـَﺘﻪ .......

..

شب هشتم محرم ویژه حضرت علی اکبر

شعر شهادت امام جواد(ع)زهرش اثر کرد و گرفت از تو توان راطوری ...

شعر شهادت امام جواد(ع)زهرش اثر کرد و گرفت از تو توان راطوری ...

خوب بنگر بر زمین مثل اینکه می گذارد پا پیمبر بر زمین عرش اگر...

شبِ بعثت نبی شبِ ثنای احمدهروشنی بخشِ دلا نبوته محمدهجبل الن...

داستان پستچی قسمت9.10.11.12.13.14.15قسمت نهمرییس کل ،سر علی ...

💢در صفین نوجوانی نقاب زده ناگهان چون تیری از چله کمان جبهه ا...

حاج میثم مطیعی در عید فطر سال ۱۳۹۵ پیش از بیانات رهبر معظم ا...

گروه سیاسی-رجانیوز: غزل مثنوی که توسط آقایان علی‎محمد مودب، ...

همت علی اکرادی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط