ملیکا ناصری روز خبرنکگار
رویای شیرین کودکی
زبانام از بیان علاقهام به خبرنگاری قاصر است؛ از کودکی علاقهی بسیاری به خبرنگاری داشتم، خیال میکردم هرکسی نمیتواند خبرنگار شود.
سال ۱۴۰۰ از اهواز، زادگاه مادری به اردکان رفتم، دختری وابسته به خانوادهی مادریام بودم و به هیچوجه زیر بار نمیرفتم که با شهر اردکان انس بگیرم.
اواخر سال ۱۴۰۱ بود که با اردکانیها به راهیاننور رفتم، در راهیان نور با اردکانیها بیشتر آشنا شدم انگار تازه به اردکان آمده بودم همهچیز برایم تازگی داشت، یکی از مسئولان حاضر در راهیان نور باعث آشنایی بنده با خبرگزاری پانا شد، خبرگزاری که باعث موندگاری من در اردکان شد.
پس از مدتی در کلاسهای خبرنگاری ثبتنام کردم و شوق و ذوق و همچنین سختیهایی خاصی برایم داشت که خداروشکر نتیجه داد و به آرزوی کودکیام رسیدم.
از آن ایام تقریبا دو،سه سال میگذرد، و من نیمچه خبرنگاری شدهام...
اکنون هم چند ماهی میگذرد که از اردکان رفتم، دل کندن از خبرگزاری پانا از دل کندن از بستگان هم برایم سختتر بود.
چند ماهیست با دیدن هر گزارشی که همکارانم در اردکان درج میکنند بیاختیار اشک میریزم؛ چه کنم تقدیر زندگی من همیشه به جدایی بوده و این جدایی که هر لحظه بیشترش جانم را میگیرد.
در پایان روز خبرنگار را به تمامی خبرنگاران و فعالان رسانه و صاحبقلمان تبریک عرض میکنم.
خبرنگار چشمان بینا و زبان گویای جامعه است، که با جسارت حقایق را آشکار میکند.
سلاح خبرنگار قلم اوست امیدواریم درست از این قلم استفاده کنیم.
✍🏻 خبرنگار #ملیکاناصری
زبانام از بیان علاقهام به خبرنگاری قاصر است؛ از کودکی علاقهی بسیاری به خبرنگاری داشتم، خیال میکردم هرکسی نمیتواند خبرنگار شود.
سال ۱۴۰۰ از اهواز، زادگاه مادری به اردکان رفتم، دختری وابسته به خانوادهی مادریام بودم و به هیچوجه زیر بار نمیرفتم که با شهر اردکان انس بگیرم.
اواخر سال ۱۴۰۱ بود که با اردکانیها به راهیاننور رفتم، در راهیان نور با اردکانیها بیشتر آشنا شدم انگار تازه به اردکان آمده بودم همهچیز برایم تازگی داشت، یکی از مسئولان حاضر در راهیان نور باعث آشنایی بنده با خبرگزاری پانا شد، خبرگزاری که باعث موندگاری من در اردکان شد.
پس از مدتی در کلاسهای خبرنگاری ثبتنام کردم و شوق و ذوق و همچنین سختیهایی خاصی برایم داشت که خداروشکر نتیجه داد و به آرزوی کودکیام رسیدم.
از آن ایام تقریبا دو،سه سال میگذرد، و من نیمچه خبرنگاری شدهام...
اکنون هم چند ماهی میگذرد که از اردکان رفتم، دل کندن از خبرگزاری پانا از دل کندن از بستگان هم برایم سختتر بود.
چند ماهیست با دیدن هر گزارشی که همکارانم در اردکان درج میکنند بیاختیار اشک میریزم؛ چه کنم تقدیر زندگی من همیشه به جدایی بوده و این جدایی که هر لحظه بیشترش جانم را میگیرد.
در پایان روز خبرنگار را به تمامی خبرنگاران و فعالان رسانه و صاحبقلمان تبریک عرض میکنم.
خبرنگار چشمان بینا و زبان گویای جامعه است، که با جسارت حقایق را آشکار میکند.
سلاح خبرنگار قلم اوست امیدواریم درست از این قلم استفاده کنیم.
✍🏻 خبرنگار #ملیکاناصری
- ۲.۳k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط