این منم، خون جگر از بد دوران خورده
این منم، خون جگر از بد دوران خورده
.
مرد رندی که رکب های فراوان خورده
.
غم ویرانی خود را به چه تشبیه کنم؟
.
فرض کن کوه شنی طعنه ی طوفان خورده
.
عشق را با چه بسازد به کدامین ترفند
.
شاعری که همه ی عمر غم نان خورده
.
چه به روز غزل آمد که همه منزوی اند
.
قرعه بر معرکه ی معرکه گیران خورده
.
از دهان کس و ناکس خبرش می آید
.
شعر -این باکره ی دست هزاران خورده-
.
با چنین فرقه ی نسناس، یقین پاپوش است
.
اتهامی که به شخصیت شیطان خورده
.
دَشتمان گرگ- اگر داشت نمی نالیدم
.
نیمی از گله ی مارا سگ چوپان خورده
.
جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین
.
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده
.
شعر هم عقل ندارد که در این شهر شعور
.
گذرش برمن دیوانه ی دوران خورده
.
.
.
مجتبی سپید
.
مرد رندی که رکب های فراوان خورده
.
غم ویرانی خود را به چه تشبیه کنم؟
.
فرض کن کوه شنی طعنه ی طوفان خورده
.
عشق را با چه بسازد به کدامین ترفند
.
شاعری که همه ی عمر غم نان خورده
.
چه به روز غزل آمد که همه منزوی اند
.
قرعه بر معرکه ی معرکه گیران خورده
.
از دهان کس و ناکس خبرش می آید
.
شعر -این باکره ی دست هزاران خورده-
.
با چنین فرقه ی نسناس، یقین پاپوش است
.
اتهامی که به شخصیت شیطان خورده
.
دَشتمان گرگ- اگر داشت نمی نالیدم
.
نیمی از گله ی مارا سگ چوپان خورده
.
جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین
.
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده
.
شعر هم عقل ندارد که در این شهر شعور
.
گذرش برمن دیوانه ی دوران خورده
.
.
.
مجتبی سپید
- ۴.۵k
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط