{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این منم، خون جگر از بد دوران خورده

این منم، خون جگر از بد دوران خورده
مرد رندی که رکب های فراوان خورده

غم ویرانی خود را به چه تشبیه کنم؟
فرض کن, کوه شنی طعنه ی طوفان خورده!

عشق را با چه بسازد به کدامین ترفند؟
شاعری که همه ی عمر, غم نان خورده!

چه به روز غزل آمد که همه منزوی اند؟
قرعه بر معرکه ی معرکه گیران خورده!

از دهان کس و ناکس, خبرش می آید
شعر -این باکره ی دست هزاران خورده-!

دشتمان گرگ, اگر داشت نمی نالیدم
نیمی ازگله ی مارا سگ چوپان خورده!

جرم من, فاش مگوهاست و حکمم سنگین
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده؟

شعر هم, عقل ندارد که در این شهر شعور
گذرش, بر من دیوانه ی دوران خورده!
دیدگاه ها (۳)

حالم خراب بودوکسی باورش نشدشادی نقاب بودوکسی باورش نشدگفتم ن...

ﻫﯽ ﺷﻌﺮ ﭘﺸﺖ ﺷﻌﺮ، ﺩﻟﻢ ﻭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ !ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ، ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻤﯽ ...

مهربانی کردم و نامهربانی می‌کنیگفته بودند از محبّت می‌شود گل...

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

این منم، خون جگر از بد دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراوان...

این منم، خون جگر، از بد دوران خورده..مرد رندی که، رکب های فر...

این منم، خون جگر از بد دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراوان...

این منم، خون جگر از بد دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراوان...

این منم ؛ خون جگر از بدِ دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراو...

این منم، خون جگر از بد دوران خورده.مرد رندی که رکب های فراوا...

این منم،خون جگر از بد دوران خوردهمرد رندی که رکب‌های فراوان ...

این منم ؛ خون جگر از بدِ دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط