{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این منم، خون جگر، از بد دوران خورده..

این منم، خون جگر، از بد دوران خورده..
مرد رندی که، رکب های فراوان خورده..

غم ویرانی خود را، به چه تشبیه کنم؟؟؟
فرض کن کوه شنی، طعنه ی طوفان خورده..

عشق را با چه بسازد،، به کدامین ترفند؟؟
شاعری که همه ی عمر، غم نان خورده..

چه به روز غزل آمد، که همه منزوی اند..!!
قرعه بر معرکه ی، معرکه گیران خورده..

از دهان کس و ناکس، خبرش می آید..
شعر-این باکره ی دست هزاران خورده..

با چنین فرقه ی نسناس، یقین پاپوش است..!!
اتهامی که به شخصیت شیطان خورده..

دشتمان گرگ،، اگر داشت نمی نالیدم..
نیمی ازگله ی ما را، سگ چوپان خورده..

جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین..
چه کند شاهد،، سوگند به قرآن خورده..

شعر هم عقل ندارد، که در این شهر شعور..
گذرش،، برمن دیوانه ی دوران خورده...!!!
دیدگاه ها (۳)

تکیه بر دیوار تنهایی زدم یارم ندید...ای فرود آید که تنهایی ب...

حتی خدا هم طاقت خواندن نداردشعری که اوجش هق هقی مردانه باشد!...

ای لبت از هر چه باغ سیب، شیرین بیشترکی به پایت می‌شود افتاد ...

آنقدر دست آموزم کردی که در هر حالبا یک اشاره ات شوق کنانآن ه...

این منم، خون جگر از بد دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراوان...

این منم، خون جگر از بد دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراوان...

این منم، خون جگر از بد دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراوان...

این منم، خون جگر از بد دوران خورده.مرد رندی که رکب های فراوا...

این منم،خون جگر از بد دوران خوردهمرد رندی که رکب‌های فراوان ...

این منم، خون جگر از بد دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراوان...

این منم ؛ خون جگر از بدِ دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراو...

این منم ؛ خون جگر از بدِ دوران خوردهمرد رندی که رکب های فراو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط