✍ " دمکراتیکترین لحظات من و تو " ✍

✍ " دمکراتیکترین لحظات من و تو " ✍


در مهتابی‌ترین شب خدا
به سراغت
خواهم آمد
با دستانی از جنس تمنا
لبانی از عطش و
تنی گر گرفته
خواهم آمد
با مست‌ترین واژه‌ها و
بی‌قرارترین تعبیرات شیدایی
و عریان‌ترین شعر عاشقانه‌ی دنیا را
با تو
خواهم سرود
خواهم آمد
و بر پهنه‌ی سرزمین سیمین تنت
همراه با نسیمی از جنس نوازش
کاروانی از بوسه
عبور خواهم داد
در مهتابی‌ترین شب خدا
خواهم آمد
و تو
تنهایی‌ات را
با دستان خود
به من تسلیم خواهی کرد
و من
آن را
بر صلیب نیستی خواهم کشید
آنگاه
از حسرت نداشتن
این دمکراتیک‌ترین لحظات من و تو
چشمه بگرید
جویبار بنالد
ستارگان شورش کنند و
ماه
دیوانه‌وارتر از همیشه‌ی خدا
زار زار
بخندد.
دیدگاه ها (۷)

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

خدای من…کجا هستی... گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که...

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگی...

گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که ھوس می کردم سر سن...

خدایا... امروز که آسمان را ابری دیدم، دلم نگرفت، چون می‌دانم...

◾ ️بخشی از رجز شعرگونه حضرت عباس علیه السلام ...👇 تشنگان حرم...

#داستانهای_ادامه_دار #داستان7داستان موسی و بد ترین بنده خدا،...

#داستانهای_ادامه_دار #داستان7داستان موسی و بد ترین بنده خدا،...

https://khamenei.ir/

خدایا....دقیقا اون‌لحظه ای که درماندگی،مرا از تو غافل کرد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط