🍒🌱ای قلم حوصله کن درد زیاد است هنوز

🍒🌱ای قلم حوصله کن درد زیاد است هنوز
شب ِ پُـر دلهـره و سرد زیاد است هنوز

آفت افتاده بـه گلها همه پرپر شده اند
چهـره ی غمـزده و زرد زیاد است هنوز

عشق چون بوۍهوس داد مقدس نشود
به جهان آدمِ خونسرد، زیاد است هنوز

مرد و نامرد اگر، از نظرِ چهره یکی ست
درد این است که نامرد زیاد است هنوز

گریه بر بغضِ گلو چاره نکرده  چه کنم؟
دور و بـر... آدمِ دلسرد زیاد است هنوز

من همانم که کسۍسنگِ صبورم نشود
ای قلم حوصله کن درد زیاد است هنوز🍒🌱

       ‌‌
دیدگاه ها (۳)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

دلبر رئیس

کامیل چشم هاشو بست. تو این روز و تو این ساعت نور زرد رنگ خون...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

ابلیس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۵چهره لیویا حالا نا...

عبدالرضا فریدزاده شاعر بروجردی

رمان دختر شینا ۴۱

My angel ( part 18 ) _ میدونم .. میدونم که چقدر کارم پست و ظ...

مافیا جذااااب مغرور p:9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط