{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبر رئیس

P ¹⁶:











فردای آن شب، دختر در آشپزخانه مشغول شام پختن بود.
او خیلی در آشپزی استعداد نداشت اما تمام سعیش را میکرد که غذایی خوش طعم درست کند.



به موبایلش نگاه میکرد و همه ی کار های لازم را پله به پله با کمک ویدیو ی آموزش آشپزی انجام میداد. ساعت ۸شب بود و بالاخره جیمین از شرکت به خانه آمد.

_سلام عزیزم

+سلام

_به به ... عجب عطری توی خونه راه افتاده! نمیدونستم توعم از این کارا بلدی.

دختر لبخند بی جونی به همراه خستگی زیاد زد.

_سفره رو بچین تا بیام خانومم.

+باشه.


دختر دوست نداشت که از طرف او ``خانومم ``صدا شود اما چاره ای جز قبول کردنش نداشت. نمیخواست با جیمین لجبازی کند . تا ا.ت سفره بچیند، جیمین یک دوش چند مینی گرفت .


ا.ت وقتی دید جیمین دیر کرده، فکر کرد که جیمین خوابش برده است پس به اتاق شان رفت و در اتاقش را باز کرد اما جیمین را با بالا تنه ی ل-خت دید.

+جیغ


_وقتی بدون در زدن میای توی اتاق همین میشه دیگه عزیزم.... البته نگران نباش یه مدت دیگه، بهش عادت میکنی


دختر با لکنت و خجالت گفت:
+م.. منن فقط.. اومدم بهت بگم بیای برای شام... فکر کردم خوابت برده


جیمین خندید . از آن خنده های دلربا
که زیبایی و جذابی چهره اش را هزار برابر میکرد.

_آها
با خنده این را گفت.



سر انجام هر دو به آشپزخانه رفتند و مشغول غذا خوردن شدند که بعد از چند دقیقه جیمین سکوت را شکست :


_هوممم... فکر نمیکردم دست پختت انقدر خوب باشه.


+مرسی


_ تو فکر بودی؟


+راستش...آره .


_چیشده؟


+کی رضایت میدی همسر سابقم آزاد بشه؟


_اوه.... یادم رفت بهت بگم بیب! من پریروز عصر رضایت دادم که فرداش باهم عقد کردیم.


+واقعا؟ مرسی ازت


_هومم. فکر کنم قبلا گفته بودم که خوش قولم.


+آره




۲ ماه بعد :







دختر همه ی چاره اش را در این میدید که حقیقت را به جونگ به بگوید.شاید جونگ به میتوانست به او کمک کند تا از این رابطه ی اجباری خلاص شود.
پس تمام جراتش را جمع کرد تا به دیدن جونگ به برود.
که همه ی ماجرا را برای او تعریف کند.



از اول تا آخر قضیه را.
حقیقت این بود که دختر بی گناه بود.
او خیانتی نکرده بود بلکه فقط برای نجات جان جونگ به تن به آن رابطه داده بود. جراتش را جمع کرد تا همه ب موضوع را به جون به بگوید.



اما وقتی که به کافه ای همراه با جونگ به رفت. ترسید. پس قضیه را برایش تعریف نکرد فقط گفت:

+خواهش میکنم اگر روزی کسی، چیزی در مورد من بهت گفت. باورش نکن.... من با تموم وجودم دوستت داشتم و هنوزم دارم.


_بس کن! تو حتی نمیتونستی تحمل کنی که وقتی من تو زندان میمیرم بهت برچسب بیوه بودن بخوره. هیف اون تلاش هایی که من برای به دست آوردنت کردم. تویی که ادعا میکنی دوستم داری بهم بگو چرا طلاق گرفتی؟



دختر غمگین به جونگ به نگاه کرد.او مجبور بود قضیه را برایش تعریف کند. اما به این فکر کرد که اگر جیمین ابن را بفهمد قطعا او را میکشد یا جونگ به را نابود میکند و از تصمیمش متوقف شد.

+جونگ به... ازم دلیلشو نپرس فعلا نمیتونم بهت بگم .. اما بدون من بی گناه بودم.. مجبور بودم این کارو بکنم. فقط هر دروغی هر کسی بهت گفت باورش نکن.


_باشه... به ضمانت عشقی که هنوز بهت دارم باورش نمیکنم


دختر تا آن زمان فکر میکرد که جونگ به عشق او را در دلش کشته است و دیگر به او احساسی ندارد اما با این حرف جونگ به، کل ماجرا را متوجه شد. فهمید که هنوز هم جونگ به عاشقش است.


چه غمگین است وقتی در یک رابطه هر دو طرف عاشق هم باشند اما چاره ای جز در حسرت خوردن آن رابطه نداشته باشند و مجبور باشند هم را ترک کنند. دختر صادقانه گفت:


+ازت ممنونم... اینو بدون تا ابد عاشقت میمونم...

_منم همینطور... حتی بیشتر از تو



سپس دختر لبخند غمگین و بر از بغضی زد و خداحافظی کرد. جونگ به هم آشفته و حیران و ناراحت بود. او هنوز به دختر حس داشت. عشق بین آن دو مکش قوی داشت.


_خداحافظ


اما مثل اینکه دختر کار اشتباهی کرده بود زیرا تاوان آن کارِ دختر، چیزی جز شکنجه شدن توسط جیمین نبود. او نمیدانست که توسط یک بادیگارد به واسطه ی جیمین، تعقیب میشود.



این را هنگامی فهمید که





ادامه در کامنت .
@aramesh.army3: پیج زاپاس فالو کنید
چون این پارت حذ-ف شد بود، دوباره با دو پارت دیگه که ح-ذف شدن میزارم.
دیدگاه ها (۵)

دلبر رئیس

دلبر رئیس

دلبر رئیس

سالاد خوشگلا

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕زمان زیادی گذشت.رابطه‌شا...

پارت ۱۱ 🖤جیمین چند لحظه ساکت موند و بعد گفت:— «من بهت اعتماد...

پارت۱ویو ات صبح از خواب بیدار شدم و به ساعت نگاه کردم. دیرم ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟖مانیا هنوز چیزی نگفته بود.فقط به جیمین ...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱۰صدایِ دکمه‌هایِ دست...

دلبر رئیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط