𝑷𝒂𝒓𝒕4
که یهو چیز محکمی به سرم خورد که صدا هایی میشنیدم…….سیاهی
ویوتهیونگ
سوا که چند روز دیگه میشه کیمسوا
اهههههههه پس کی میارنش
بادیگارد:ب…ب..بفرمایید قربان
تهیونگ:آفرین احمق حالا گمشو تو ماشین بریم عمارت
بادیگارد:چ…چ….چشم
تهیونگ:اهوم
فلش کارد داخل خونه
ویوسوا
اییییی بلند شدم گردنم خیلی درد میکرد واااا اینجا کجـ اههههه خونه ی کیم خب مثل آدم بگو بیا سوار شو یا اگرم میخوای بیهوش کنی مثل آدم بیهوش کن
تقتق(صدای در😂😂)
سوا:کیه
خدمتکار:منم
سوا:بیا
خدمتکار:سلام بانو ارباب گفتن بیاین تو دفتر کارش کارتون دارن
سوا:اوکی ولیـ
خدمتکار:ته راهرو سمت چپ(توکامنت بگین بعد این حرف یاد چی افتادین ناموسا)
سوا:ممنون
خدمتکار:خواهش بانو با اجازه
سوا:اهوم
رفتم اتاق کارش در نزدم(هاچیه میخوای بگم در زدم ددیم گفت بیا تو بیبی تا د*یکم بزرگتر نشده هاهاهاهاها والا بخدا😐)
تهیونگ:اوممم بیبیدال در زدن بلد نیستی؟(صدای بم)
سوا:چیکارم داری کیم
تهیونگ از جاش پاشد
تهیونگ:کیم نه ددی تکرار کن ددی ددی ددی ددی(ددی هارو میگفت هی جلو میومد)
سوا:د..د…ددی؟
تهیونگ:آفرین بیب
سوا:باهام چیکار داری؟
تهیونگ:اوممممم بیبی منو یادت نمیاد؟(داستان داره جالب میشه😐🤙🏻)
سوا:تو تو کی هستـ….نه نه نه نه
کرمم:اره
ادمین:نه
کرمم:اوکی
تهیونگ:آفرین من ددیِسابقت هستم که وقتی فهمیدی مافیام ولم کردی و من هم سادیسم گرفتم(اوووووووووووووووو مایییییییی گادددددددددد)
سوا:تو مگه قرار نشد اعدام شی ها(داد)
تهیونگ:هیس بیب..دوست دارم لبخندت رو ببینم
سوا:تو خواب ببینی
تهیونگ:عهههه پسسس…..(درحال بردن دست به گردن)
تهیونگ:اوکی(گردنش رو دست مالی یعنی با دستش مالش داد)
سوا:(خنده)
تهیونگ:هی سوا بگو راز خنده هات چیه که آدم رو بد به فاک میده هاا
شرط:لایک۹کامنت۸
ویوتهیونگ
سوا که چند روز دیگه میشه کیمسوا
اهههههههه پس کی میارنش
بادیگارد:ب…ب..بفرمایید قربان
تهیونگ:آفرین احمق حالا گمشو تو ماشین بریم عمارت
بادیگارد:چ…چ….چشم
تهیونگ:اهوم
فلش کارد داخل خونه
ویوسوا
اییییی بلند شدم گردنم خیلی درد میکرد واااا اینجا کجـ اههههه خونه ی کیم خب مثل آدم بگو بیا سوار شو یا اگرم میخوای بیهوش کنی مثل آدم بیهوش کن
تقتق(صدای در😂😂)
سوا:کیه
خدمتکار:منم
سوا:بیا
خدمتکار:سلام بانو ارباب گفتن بیاین تو دفتر کارش کارتون دارن
سوا:اوکی ولیـ
خدمتکار:ته راهرو سمت چپ(توکامنت بگین بعد این حرف یاد چی افتادین ناموسا)
سوا:ممنون
خدمتکار:خواهش بانو با اجازه
سوا:اهوم
رفتم اتاق کارش در نزدم(هاچیه میخوای بگم در زدم ددیم گفت بیا تو بیبی تا د*یکم بزرگتر نشده هاهاهاهاها والا بخدا😐)
تهیونگ:اوممم بیبیدال در زدن بلد نیستی؟(صدای بم)
سوا:چیکارم داری کیم
تهیونگ از جاش پاشد
تهیونگ:کیم نه ددی تکرار کن ددی ددی ددی ددی(ددی هارو میگفت هی جلو میومد)
سوا:د..د…ددی؟
تهیونگ:آفرین بیب
سوا:باهام چیکار داری؟
تهیونگ:اوممممم بیبی منو یادت نمیاد؟(داستان داره جالب میشه😐🤙🏻)
سوا:تو تو کی هستـ….نه نه نه نه
کرمم:اره
ادمین:نه
کرمم:اوکی
تهیونگ:آفرین من ددیِسابقت هستم که وقتی فهمیدی مافیام ولم کردی و من هم سادیسم گرفتم(اوووووووووووووووو مایییییییی گادددددددددد)
سوا:تو مگه قرار نشد اعدام شی ها(داد)
تهیونگ:هیس بیب..دوست دارم لبخندت رو ببینم
سوا:تو خواب ببینی
تهیونگ:عهههه پسسس…..(درحال بردن دست به گردن)
تهیونگ:اوکی(گردنش رو دست مالی یعنی با دستش مالش داد)
سوا:(خنده)
تهیونگ:هی سوا بگو راز خنده هات چیه که آدم رو بد به فاک میده هاا
شرط:لایک۹کامنت۸
- ۹.۵k
- ۲۳ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط