روانی عاشق

ات ویو؛ داشتم تو خیابونا پرسه میزدم و سردم بود و خوشحال بودم که آزاد شدم از اون مرتیکه(مرتیکه به پسر من میگی الان میام جرتتتتت میدم)
که یه ماشینه مشکی جلوم ظاهر شد ترسیدم و دویدم که به یه مرد خوردم نهه اون همون تهیونگ یا همون ارباب بود ولی معلوم بود اون شخصیت عن اخلاقه بود دویدم اون طرف که به اون یکی مرده خوردم(کوک منظورش بود)
پایان ات ویو.
کوک: جای میرفتی.
ات: اما ارباب اجازه داد که برم.
ته: اخخخ بیبی به حرف اون ته کیوت گوش کردی؟
ات: به من نگو بیبی
ته: اوکی پس صدات میکنم بد گرل حالا هم زود بیا بغل ددیت(داره نزدیک میشه به ات)
ات داخل مغزش؛ باید این رو خر کنم اشکال نداره ازادیم مهم تر از هر چیزه)
ات: ب.. باشه ددی
ته: افرین حالا زود باش تو که انقدر حرف گوش کن شدی برو تو ماشین.
ات: چشم ددی.
ته ویو:
این چرا انقدر تعقیر کرد؟ شاید فهمیده نمیتونه کاری کنه 😏
(رفت نشست تو ماشین)
ته: زود بیا رو پای ددی بیبی گرل😏
ات: چ.. چشم
ته: ددی نشنیدم.
ات: چشم ددی
ته: افرین بیبی گرللل
(نشست رو پای ته)
ته: اممم
ات یو(وقتی نشتم 2دقیقه بعد یه چیزی زیرم احساس کردم نکنه...
ته: اههه این بدن فاکیت بد کاری دستت داد....




حالا شما تو پیوی یا تو نظرات بگید اسمات بکنم یا نه:)
تعداد هر کدوم بیشتر بود همونجوری میزارم😁
دیدگاه ها (۷)

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

به زیباییه مشکی

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

الماس زیبای من part¹¹ کوک نزدیک ات شد و گونشو بوسید که تهیون...

سناریو #BTS وقتی باهامون قهرننامی: عشقم ببین درسته عصبی هستم...

part¹⁰ویو جونگکوک::صبح وقتی بیدار شدم رفتم حموم و کارای لازم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط