{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و تهیونگ سوار ماشین میشه و اب و مسکن رو بهت میده

و تهیونگ سوار ماشین میشه و اب و مسکن رو بهت میده

تهیونگ: بیا پرنسس بخور
ات: این چیه
تهیونگ: مسکن و اب
ات: انقدر معلومه که درد دارم
تهیونگ: اره بیب خیلی حالا مثل یه بیبی خب حرف ددی رو گوش کن
ات: چشم
تهیونگ: افرین
ات: هیچ وقت فکر نمیکردم با تو برم تو رابطه
تهیونگ: منم فکرشو نمیکردم یه پرنسس گیرم بیاد
ات: لاس زدن رو از جیمین یاد گرفتی یا جونگکوک
تهیونگ: راستش هردو
ات: 🤭
ات: 🥱
تهیونگ: انگار یکی خیلی خوابش میاد
ات: اهوم
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت ۶سرش رو بلند کرد و گفت بیهوش شده بودی آوردمت اتاق...

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

دو سال گذشته بود.تهیونگ و ات حالا ازدواج کرده بودن و زندگی‌ش...

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

فیک تهیونگ

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط