{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ²

پارت ²
از زبون لارا => ثانیه ها به دقیقه تبدیل میشدن و دقیقه ها هم به ساعت کم کم داشتیم به ساعت ۸ نزدیک می‌شدیم.
مامانم اومد بالا
□ لارا کم کم آماده کن یادت نره خانومانه و مودب رفتار کنی .
لارا => چیزی نگفتم رفتم تو اتاق لباسام و لباس آبی رنگی رو برداشتم که مناسب یه دختر ۱۹ ساله بود یه دکلته آبی با آستین بلند و کفش باشنه بلند آبیم رو آماده کردم ، رفتم یه دوش گرفتم و سریع اومدم ساعت هفت بود و زمانم مثل باد می‌گذشت پشت میز آرایشم نشستم موهام خودش حالت داشت پس فقط چتری هام رو یه اتو کردم ، یه آبرسان سبک برداشتم و زدم به پوستم و یه تینت خوش رنگ گیلاسی هم زدم لبم همین برام کافی بود و کل صورتم خودش عالی بود و لازم به میکاپ نداشت لباسم رو پوشیدم و رفتم به اتاق بورا
+ دارم میام داخل
♡ بیا
+ وای خدا دختر چیکار کردی
( تو ذهن لارا ) این دختر چرا اینجوری لباس پوشیده خیلی بدن نماست دامنش خیلی کوتاه و چرا نیمتنه پوشیده آرایششم خیلی غلیظه
+ بورا به نظرت دامنت خیلی کوتاه نیست ؟
♡ نه به نظرم خیلیم خوبه
+ آره ولی برای امشب مناسب نیست
♡ به تو ربطی نداره
+ با تعجب گفتم اوکی
در رو بستم وقتی برگشتم جون وو پشتم بود
☆ یا خدااااا این الاهه کیه ( با خنده مسخره )
+ محکم زدم به شونش مسخره میکنی ( با خنده )
با جون وو رفتیم پایین بابام پایین بود و معلوم بود خیلی استرس داشت .
= لارا امشب مواظب رفتار و هرکاتت و حرفات باش الان فقط تو و خواهرت میتونید کارخونه رو نجات بدید .
+ باشه سعیمو میکنم ( با لبخند )
صدای زنگ خونه اومد کل دلم لزیر ....
دیدگاه ها (۱)

رومان عشق پنهانی (پارت5)

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

عشق خیانت انتقام

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

the first lie

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

Cruel Love پارت ۱۰ که صدای لارا اومد#:شما باز دارید دعوا میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط