۱ : 45 a clook
part: 29
_____________
تو راه بودیم و جونگکوک جلو تر از ما با ماشین پورش مشکی که سقف کروک بود میرفت
متیو: بچها مسیر رو خوب حفظ کنید که باید از این به بعد اینجا بیاید
+:حله
شوگا: متیو چقد دیگه مونده برسیم
متیو: یه ۱ ساعت دیگه
+: چی یا خدا
شوگا: متیو، اسم مستعارت برای بانده؟
متیو: اره همه اسم مستعار دارن دیگه، راستی سه اوک تو از کجا اسم اقای جئون رو میدونستی
+: اونموقع که جین جشن افتتاح شرکتو گرفته بود یادته؟اونجا جین معرفی کرد
متیو: اها
+:راستی چرا از جین خبری نیست؟
متیو: جین رفته روسیه، اونجا یسریا خرابکاری کرده بودن جین باید اونجا باشه تا کارارو رو به راه کنه، اول قرار بود اقای جئون بره ولی جین رفت
+:اها، اسم مستعار جین چیه؟
متیو: جین از اول چون اسمی نزاشته بود دیگه همون جین صداش میکنیم
+: گرفتم
تو راه انقد با متیو حرف زدیم که اصلا نفهمیدیم کی رسیدیم
جونگکوک وایساد ما برسیم بهش و از ماصینش پیاده شد و ما ام پیاده شدیم رفتیم سمتش
-:متیو بهشون عمارتو نشون بده بعدشم به هان زنگ بزن بیاد متوافق کنیم، سه اوک تو ام باید بمونی کارت دارم
+: بله
جونگکوک جلو تر از ما راه افتاد و رفت تو عمارت
عمارت بزرگی بود که یه حیاط داشت و جلوی در پر نگهبان مسلح بود و دم در ۴ سگ ژرمن شپرد بود و خیلی بزرگ و ترسناک بودن
وارد عمارت شدیم، خیلی بزرگ بود داخلش و قشنگ بود، دکوراسیون داخل با تم مشکی بود و طبقه پایین سمت راست اشپزخونه و یه سالن بزرگ بود که میز نهار خوری بزرگی هم اونجا بود و رو به روم یه سالن خیلی بزرگ بود که پله میخورد و میرفت طبقه بالا بعد سمت چپ یه سالن خیلی بزرگ بود که مبلمان چیده شده بود و شومینه داشت و یه تلویزیون خیلی بزرگ
متیو جلو تر از ما راه افتاد و رفت پشت اون پله هایی که رو به رومون بود، اونجا یه در خیلی بزرگ بود و ما رو برد داخل
متیو: اول از اینجا شروع میکنم، اینجا باشگاه عمارته و کاملا مجهزه و همچی داره، کیسه بکس وسایل بدن سازی یه رینگ مسابقه و تجهیزات مبارزه
شوگا: چقد خفنه
+:اره عاشقش شدم
متیو: رشته ورزشی ای هست که بلد باشید؟
شوگا: من تکواندو و دفاع شخصی و موی تای بلدم
+: منم کیکبوکس و موی تای و دفاع شخصی
متیو: عالیه پس تمرین میکنیم باهم
بعد رفتیم بیرون و رفتیم از پله ها بالا و اونجا دوباره یه سالن بزرگ بود و سمت چپ یه در بود که اونجا یه اتاق خواب بود و رو به رو یه در دیگه بود و سمت راست یه تراس خیلی خیلی بزرگ بود و با متیو رفتیم داخل اون اتاق رو به روییه
متیو: خب اینجا اتاق جلسات و هماهنگی ها هست
توی خود اتاقه سمت چپ یه در دیگه بود و رفتیم اونجا و اونجا پر کامپیوتر و صفحه نمایشگرای بزرگ بود
_____________
تو راه بودیم و جونگکوک جلو تر از ما با ماشین پورش مشکی که سقف کروک بود میرفت
متیو: بچها مسیر رو خوب حفظ کنید که باید از این به بعد اینجا بیاید
+:حله
شوگا: متیو چقد دیگه مونده برسیم
متیو: یه ۱ ساعت دیگه
+: چی یا خدا
شوگا: متیو، اسم مستعارت برای بانده؟
متیو: اره همه اسم مستعار دارن دیگه، راستی سه اوک تو از کجا اسم اقای جئون رو میدونستی
+: اونموقع که جین جشن افتتاح شرکتو گرفته بود یادته؟اونجا جین معرفی کرد
متیو: اها
+:راستی چرا از جین خبری نیست؟
متیو: جین رفته روسیه، اونجا یسریا خرابکاری کرده بودن جین باید اونجا باشه تا کارارو رو به راه کنه، اول قرار بود اقای جئون بره ولی جین رفت
+:اها، اسم مستعار جین چیه؟
متیو: جین از اول چون اسمی نزاشته بود دیگه همون جین صداش میکنیم
+: گرفتم
تو راه انقد با متیو حرف زدیم که اصلا نفهمیدیم کی رسیدیم
جونگکوک وایساد ما برسیم بهش و از ماصینش پیاده شد و ما ام پیاده شدیم رفتیم سمتش
-:متیو بهشون عمارتو نشون بده بعدشم به هان زنگ بزن بیاد متوافق کنیم، سه اوک تو ام باید بمونی کارت دارم
+: بله
جونگکوک جلو تر از ما راه افتاد و رفت تو عمارت
عمارت بزرگی بود که یه حیاط داشت و جلوی در پر نگهبان مسلح بود و دم در ۴ سگ ژرمن شپرد بود و خیلی بزرگ و ترسناک بودن
وارد عمارت شدیم، خیلی بزرگ بود داخلش و قشنگ بود، دکوراسیون داخل با تم مشکی بود و طبقه پایین سمت راست اشپزخونه و یه سالن بزرگ بود که میز نهار خوری بزرگی هم اونجا بود و رو به روم یه سالن خیلی بزرگ بود که پله میخورد و میرفت طبقه بالا بعد سمت چپ یه سالن خیلی بزرگ بود که مبلمان چیده شده بود و شومینه داشت و یه تلویزیون خیلی بزرگ
متیو جلو تر از ما راه افتاد و رفت پشت اون پله هایی که رو به رومون بود، اونجا یه در خیلی بزرگ بود و ما رو برد داخل
متیو: اول از اینجا شروع میکنم، اینجا باشگاه عمارته و کاملا مجهزه و همچی داره، کیسه بکس وسایل بدن سازی یه رینگ مسابقه و تجهیزات مبارزه
شوگا: چقد خفنه
+:اره عاشقش شدم
متیو: رشته ورزشی ای هست که بلد باشید؟
شوگا: من تکواندو و دفاع شخصی و موی تای بلدم
+: منم کیکبوکس و موی تای و دفاع شخصی
متیو: عالیه پس تمرین میکنیم باهم
بعد رفتیم بیرون و رفتیم از پله ها بالا و اونجا دوباره یه سالن بزرگ بود و سمت چپ یه در بود که اونجا یه اتاق خواب بود و رو به رو یه در دیگه بود و سمت راست یه تراس خیلی خیلی بزرگ بود و با متیو رفتیم داخل اون اتاق رو به روییه
متیو: خب اینجا اتاق جلسات و هماهنگی ها هست
توی خود اتاقه سمت چپ یه در دیگه بود و رفتیم اونجا و اونجا پر کامپیوتر و صفحه نمایشگرای بزرگ بود
- ۲۲.۹k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط