{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جانا بجز از عشق تو دیگر هوَسم نیست

جانا بجز از عشق تو دیگر هوَسم نیست
سوگند خورَم من، که بجای تو کَسم نیست

امروز منم عاشق بی مونس و بی‌یار
فریاد همی خواهم و فریاد رسَم نیست

در عشق نمی‌دانم درمانِ دلِ خویش
خواهم که کنم صبر ولی دست رسَم نیست

خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم
از تنگ دلی جانا، جای نفسم نیست
دیدگاه ها (۱)

شدم محکوم تنهایی ولی جرمم فقط این بودکه هرلحظه دلم بی تاب ان...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

از دست تو ای بخت هزاران گله دارم با دلخوشی و خنده ی لب فاصله...

تو با قلبِ ویرانه‌ے من چه ڪردی؟ ببین عشقِ دیوانه‌ے من چه ڪر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط