ازدواج اجباری

پارت هفتم


ویو راوی :

تهیونگ با عصبانیت به سمت ات برگشت و گفت

- تو دوست پسر داشتی ؟

ات همینجوری با تعجب بهش زل زده بود که تهیونگ محکم ترمز زد و کنار خیابون ایستاد

- جواب منو بدهههه ( عربده)

+ نه بخدا من اصلا دوست پسر ندارم

- پس حتما اون صدای من بود داشت از گوشیت پخش می‌شد

+ حرف دهنتو بفهم اون دوست صمیمیمه

-الان دوست صمیمیته حتما قبلش .....

حرف تهیونگ توسط سیلی خوردن از طرف ات قطع شد

- تو..... تو..... منو زدی؟

+ دیگه خیلی زر مفت میزنی من احترامتو به خاطر بزرگتر بودنت نگه داشتم ولی تو به دوست من بی احترامی کردی من دیگه نمی تونم اینجا پیش تو بشینم

+ اوه و راستی نگران نباش که همچنین اتفاقی زننده ای رو برای پدرم تعریف کنم .لباسم خودم با دوستم می خرم و از این به بعد دیگه سبک استایل زدن من به تو ربطی نداره



راوی ( بچه ها تهیونگ معمولا به ات می گفت که چطوری لباس بپوشه چون تهیونگ از لباس باز و کوتاه خوشش نمیاد برای بیرون ولی برای داخل خونه مشکلی نداره)


ات با عصبانیت از ماشین پیاده شد و درو بست ( همون طور که میدونید ات ماشین بازه پس میدونه با ماشین چطور رفتار کنه پس درو محکم نکوبید) و به سمت یکی از تاکسی رفت و سوار شد و ماشین راه افتاد

ویو تهیونگ:.....


ادامه دارد.....

سلام گوگولی های من دیدم که شرط هارو رسوندید و حالا نوبت منه که به قولم عمل کنم
راستی برای این پنج پارت هم شرط دارم که بهتون میگم

گوگولی ها بنظرتون الان تهیونگ چیکار میکنه میره دنبال ات یا ......
دیدگاه ها (۱)

#میکاپ_آرتیست_من

ادامه پارت ۱۴تهیونگ گفت نه اصلا ....ببخشید که با هات سرد بود...

عروسک مافیا پارت ۳

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

فیک تهیونگ

part1

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

My dady پارت ③①رفت سمت ات، ات هم عقب عقب میرفت و بهم التماس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط