فیک تهیونگ

پارت ۱۶
+ : حسودیتون شد
_ : نه
ویو ات
تهیونگ اومد سمتم دستمو گرفت برد تو اتاق و درو قفل کرد
+ : چیکار میکنی
_ : مگه تو لبات زخم نبود
+ : اوم
_ : پس چرا بوسیدیش
+ : ( خنده مصنوعی) فکر کردی بوسش کردم
_ : آره
+ : ما فقط نقش بازی کردیم
_ : واقا
+ : اهوم
_ : بیا بریم دباره بازی
+ : باجه
اومدیم بیرون رفتیم دره اتاق هایون و کوک در زدیم درو وا کرد
* : بریم ادامه بازی آره
+ : اهوم
رفتیم پایین نشستیم چرخوندیم افتاد روی تهیونگ و هانا
٪ : جرعت یا حقیقت
_ : حقیقت
٪ : مامانتو بیشتر دوست داری یا بابا تو
_ : معلومه مامانم
٪ : اوکی
دباره چرخوندیم افتاد روی تهیونگ و من
_ : ای بابا همش میوفته رو من
+ : جرعت یا حقیقت
_ : هقیقت
+ : چرا باباتو دوست نداری
_ : هع غزیش طولانیه
+ : بگو
_ : بعدا
+ : عهههههه
_ : گفتم فردا تو مدرسه
+ : باشه
ویو ات
بعد چند دیقه بازی کردیم و رفتیم تو اتاقامونو خوابیدیم
ویو تهیونگ
با یاد اون خاطره از بابای کثیفم خوابم نمی‌برد بهش فکر کردم که چطور به ات بگم اها اینطوری
( فلش بک ۹ سال پیش )
ادامه دارد ........
دیدگاه ها (۰)

Cruel Love پارت ۶ خلاصه غذامو خوردم و قرار شد همگی باهم بریم...

پارت 25 رمان عشق مدرسه ای ویو فردا مدرسه : ات وقتی هیون رو د...

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

پارت ۴

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط