{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رضایت نامه را گذاشتــــــ جلوی مادرش

رضایت نامه را گذاشتــــــ جلوی مادرش

چه امضا بکنی ،چه امضا نکنی ،من میرم!

اما اگر امضا نکنی من خیالم راحت نیست.

شاید هم جنازه ام پیدا نشه!

در دل مادر آشوبی به پا شد.

رضایت نامه را امضا کرد...

پسر از شدتــــــ شوق سر به سر مادرش میگذاشتــــــ

جنازه ام را که آوردند ، یه وقت خودت را گم نکنی .

بیهوش نشی هااا

چادرت را هم محکم بگیر!

***************************

تو چه با غیرتــــــ نگران چادر مادرتــــــ بودی...

و مردان شهر من چه راحتــــــ چادر از سر زنانشانــــــ برداشتند.
دیدگاه ها (۸)

رضایت نامه را گذاشتــــــ جلوی مادرشچه امضا بکنی ،چه امضا نک...

رضایت نامه را گذاشتــ جلوی مادرشچه امضا بکنی ،چه امضا نکنی ،...

رضایـت نـامه را گــذاشـت جـلوی مـــادرشچـه امـضا بکنـی،چـه ا...

قبل از شهادتـش به مادرش میگفت:جنـازه ام رو که آوردند، یه وقت...

"سخنی باشهیدان"چه امضا بکنی ،چه امضا نکنی ،من میرم!اما اگر ا...

تو چہ با غیرت نگران چادر مادرٺ بودے و برخے مردان شهر من !! چ...

روزهای اول جنگ، شهر اشغال شده هویزه... دختر جوانی را به همرا...

روزهای اول جنگ،شهر اشغال شده ی هویزه...دختر جوانی را به همرا...

سوختن در آتش تن ندادن به ....[حتما حتما تا آخر ب...

[حتما حتما تا آخر بخونین لطفا ]روزهای اول جنگ،شهر اشغال شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط