{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی شب،

گاهی شب،
زیر پتو،
امن ترین جا برای خالی کردن بغض های چند ماهه ست!
دانه دانه بغض های خفه شده ات را رها میکنی و
حرف های نگفته ات را روبه دیوار میگویی..!
و صبح بلند میشوی و لبخند میزنی
بی آنکه کسی بفهمد
شب گذشته چه اتفاقی افتاده است!
دیدگاه ها (۴۳)

#تکپارتی_کوک*به مناسبت تولدشششش😆*ساعت ها همینجوری میگذشت..ات...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟑توی دنیای تاریکِ ذهن ات، یه ...

پارت ششم | خط قرمزاز آن روز به بعد، رفتار جونگ‌کوک تغییر کرد...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

𓆩 پارت ۴۷ 𓆪 🖤🥀ات با ناباوری به پرونده خیره شد.ات: بابا، این ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط