سوال
سوال
شخصی به نام حسین در حال عبور از خیابان بوده که یک خودرو با سرعت زیاد با وی تصادف می کند و جراحات و شکستگی های زیادی ایجاد می شود.
حسین را به بیمارستان انتقال می دهند و به دلیل اختلال تنفسی وی ، دکتر مجبور می شود قسمتی از گلوی وی را جهت عبور تجهیزات کمک تنفسی ببرد ، غافل از اینکه حسین به بیماری سرطان حنجره مبتلا بوده که خودش نیز خبر نداشته است! تیغ جراحی غده سرطانی را برش داده است و حسین بعد از دو روز فوت می کند.
پزشکی قانونی نظر داده است که متوفی بر اثر برش غده سرطانی و فعالیت شدید غده فوت کرده است.
متخصصین بیمارستان هم گواهی دیگری مبنی بر اینکه جراحات وارده هم قریب به یقین منجر به مرگ می شده است به درخواست مقام قضایی صادر کرده است!
لطفا بیان فرمایید مسول قتل کیست و نوع قتل را مشخص نمایید.
(پرونده واقعی است)
جواب
قبل از پرداختن به مسأله لازم است که برخی از مواد ق.م.ا. را حلاجی کرده سپس به جواب سوال بپردازیم
در م 495 عنوان شده: هرگاه پزشک در معالجاتی که انجام می دهد موجب تلف یا صدمه بدنی گردد،ضامن دیه است مگر آنکه عمل اومطابق مقررات پزشکی و موازین فنی باشد یا اینکه قبل از معالجه برائت گرفته باشد و مرتکب تقصیری هم نشود و چنانچه اخذ برائت از مریض به دلیل نابالغ یا مجنون بودن او،معتبر نباشد و یا تحصیل برائت از او به دلیل بیهوشی و مانند آن ممکن نگردد، برائت از ولی مریض تحصیل میشود.
تبصره: در صورت عدم قصور یا تقصیر پزشک در علم و عمل برای وی ضمان وجود ندارد هرچند برائت اخذ نکرده باشد
بنا بر صدر ماده پزشک اگر برائت تحصیل کند و تقصیر داشته باشد ضامن است.
و طبق تبصره اگر برائت تحصیل نکند و موازین حرفه ای و پزشکی(عدم تقصیر) را رعایت کند ضامن نیست
یعنی عملأ برائت در این رابطه جایگاهی ندارد و اما بحث اصلی در برائت در مورد قصور است.
(همانطور که عزیزان مستحضرند بین تقصیر و قصور فاصله است و تفاوت، که بحث آن از حوصله این مقال خارج است)
یعنی طبق صدر ماده اگر پزشک برائت اخذ کند و تقصیر نداشته باشد هرچند قصور داشته باشد، ضامن نیست و طبق مفهوم مخالف تبصره و صدر ماده اگر برائت اخذ نکند و پزشک تقصیر نداشته باشد ولی قصور داشته باشد ضامن است مگر در شرایطی باشد که اخذ برائت ممکن نباشد. علیهذا برائت در بخش قصور است که نمود پیدا میکند
و اما به استناد م 492 جنایت در صورتی موجب قصاص یا دیه است که نتیجه حاصله مستند به رفتار مرتکب باشد…
و اما در م 371 عنوان شده: هرگاه کسی آسیبی به شخصی وارد کند و بعد از آن دیگری او را به قتل برساند قاتل همان نفر دوم است اگرچه آسیب سابق به تنهایی موجب مرگ میگردید و اولی فقط به قصاص عضو محکوم میشود.
و در مؤخر م 372 عنوان شده که ماده 371و م 372 در جنایات غیر عمدی نیز جاری است
حال به مسأله میپردازیم:
لازم به ذکر است در این رابطه میشود دو حالت را متصور دانست:
اول اینکه در این رابطه علت تامه فوت اقدام پزشک بوده است که در صورتی که پزشک میتوانست برائت اخذ کند و این کار را نکرده در صورتی که تقصیر و قصور نداشته باشد وی بری الذمه است و به استناد م510 از دور خارج شده و به علت قبلی بر میگردیم که آیا تصادف میتوانست منجر به مرگ گردد یا نه(م371) و اگر میتوانست منجر به فوت شود راننده ضامن است والا فلا پس راننده فقط به دیه ضرب و جرح محکوم میشود و در رابطه با فوت کسی ضامن نیست اما اگر قصور داشته و تقصیر نداشته به خاطر اینکه میتوانسته برائت اخذ کند و این کار را نکرده وی ضامن است و اگر تقصیر هم داشته به طریق اولی ضامن است و اگر به خاطر شرایط اظطراری نتوانسته برائت اخذ کند فقط در صورت تقصیر ضامن است و در صورت قصور به فرض بالا ملحق میشود(منظور اینکه عمل راننده میتوانست منجر به قتل شود یا نه که در فوق بحث آن رفت)
و اما اگر علت قتل هم ضرب و جرح و هم عمل پزشک با هم بوده عمل پزشک را به مانند فروض بالا سنجیده که در صورت ضامن بودن هر دو به استناد م 533 ضامن بوده و اگر پزشک ضامن نباشد راننده ضامن است.
لهذا دوستان میتوانند در ما نحن وفیه عمل را با هریک از شقوق منطبق کرده و حکم قضیه را بیابند
شخصی به نام حسین در حال عبور از خیابان بوده که یک خودرو با سرعت زیاد با وی تصادف می کند و جراحات و شکستگی های زیادی ایجاد می شود.
حسین را به بیمارستان انتقال می دهند و به دلیل اختلال تنفسی وی ، دکتر مجبور می شود قسمتی از گلوی وی را جهت عبور تجهیزات کمک تنفسی ببرد ، غافل از اینکه حسین به بیماری سرطان حنجره مبتلا بوده که خودش نیز خبر نداشته است! تیغ جراحی غده سرطانی را برش داده است و حسین بعد از دو روز فوت می کند.
پزشکی قانونی نظر داده است که متوفی بر اثر برش غده سرطانی و فعالیت شدید غده فوت کرده است.
متخصصین بیمارستان هم گواهی دیگری مبنی بر اینکه جراحات وارده هم قریب به یقین منجر به مرگ می شده است به درخواست مقام قضایی صادر کرده است!
لطفا بیان فرمایید مسول قتل کیست و نوع قتل را مشخص نمایید.
(پرونده واقعی است)
جواب
قبل از پرداختن به مسأله لازم است که برخی از مواد ق.م.ا. را حلاجی کرده سپس به جواب سوال بپردازیم
در م 495 عنوان شده: هرگاه پزشک در معالجاتی که انجام می دهد موجب تلف یا صدمه بدنی گردد،ضامن دیه است مگر آنکه عمل اومطابق مقررات پزشکی و موازین فنی باشد یا اینکه قبل از معالجه برائت گرفته باشد و مرتکب تقصیری هم نشود و چنانچه اخذ برائت از مریض به دلیل نابالغ یا مجنون بودن او،معتبر نباشد و یا تحصیل برائت از او به دلیل بیهوشی و مانند آن ممکن نگردد، برائت از ولی مریض تحصیل میشود.
تبصره: در صورت عدم قصور یا تقصیر پزشک در علم و عمل برای وی ضمان وجود ندارد هرچند برائت اخذ نکرده باشد
بنا بر صدر ماده پزشک اگر برائت تحصیل کند و تقصیر داشته باشد ضامن است.
و طبق تبصره اگر برائت تحصیل نکند و موازین حرفه ای و پزشکی(عدم تقصیر) را رعایت کند ضامن نیست
یعنی عملأ برائت در این رابطه جایگاهی ندارد و اما بحث اصلی در برائت در مورد قصور است.
(همانطور که عزیزان مستحضرند بین تقصیر و قصور فاصله است و تفاوت، که بحث آن از حوصله این مقال خارج است)
یعنی طبق صدر ماده اگر پزشک برائت اخذ کند و تقصیر نداشته باشد هرچند قصور داشته باشد، ضامن نیست و طبق مفهوم مخالف تبصره و صدر ماده اگر برائت اخذ نکند و پزشک تقصیر نداشته باشد ولی قصور داشته باشد ضامن است مگر در شرایطی باشد که اخذ برائت ممکن نباشد. علیهذا برائت در بخش قصور است که نمود پیدا میکند
و اما به استناد م 492 جنایت در صورتی موجب قصاص یا دیه است که نتیجه حاصله مستند به رفتار مرتکب باشد…
و اما در م 371 عنوان شده: هرگاه کسی آسیبی به شخصی وارد کند و بعد از آن دیگری او را به قتل برساند قاتل همان نفر دوم است اگرچه آسیب سابق به تنهایی موجب مرگ میگردید و اولی فقط به قصاص عضو محکوم میشود.
و در مؤخر م 372 عنوان شده که ماده 371و م 372 در جنایات غیر عمدی نیز جاری است
حال به مسأله میپردازیم:
لازم به ذکر است در این رابطه میشود دو حالت را متصور دانست:
اول اینکه در این رابطه علت تامه فوت اقدام پزشک بوده است که در صورتی که پزشک میتوانست برائت اخذ کند و این کار را نکرده در صورتی که تقصیر و قصور نداشته باشد وی بری الذمه است و به استناد م510 از دور خارج شده و به علت قبلی بر میگردیم که آیا تصادف میتوانست منجر به مرگ گردد یا نه(م371) و اگر میتوانست منجر به فوت شود راننده ضامن است والا فلا پس راننده فقط به دیه ضرب و جرح محکوم میشود و در رابطه با فوت کسی ضامن نیست اما اگر قصور داشته و تقصیر نداشته به خاطر اینکه میتوانسته برائت اخذ کند و این کار را نکرده وی ضامن است و اگر تقصیر هم داشته به طریق اولی ضامن است و اگر به خاطر شرایط اظطراری نتوانسته برائت اخذ کند فقط در صورت تقصیر ضامن است و در صورت قصور به فرض بالا ملحق میشود(منظور اینکه عمل راننده میتوانست منجر به قتل شود یا نه که در فوق بحث آن رفت)
و اما اگر علت قتل هم ضرب و جرح و هم عمل پزشک با هم بوده عمل پزشک را به مانند فروض بالا سنجیده که در صورت ضامن بودن هر دو به استناد م 533 ضامن بوده و اگر پزشک ضامن نباشد راننده ضامن است.
لهذا دوستان میتوانند در ما نحن وفیه عمل را با هریک از شقوق منطبق کرده و حکم قضیه را بیابند
- ۲.۹k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط