باز باران با ترانه، می خورد بر بام خانه

باز باران با ترانه، می خورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟
روز های کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران، گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین؟
در پس آن کوی بن بست، در دل تو، آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز، غرق در غم های امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزو ها رفته بر باد....
دیدگاه ها (۴)

سلام صبح پاییزی بخیر 🌺☺️شاد باشین 🫠🫠☺️بـایـد برای عـاشقی دیـ...

خاطرات مدرسهٔ ایران

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

موسیقی

با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...ما دیگر ...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

سناریو تهیونگ

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط