یادم آمد اولین روز آشنایی

یادم آمد اولین روز آشنایی
به من گفتی که با من میایی؟
به تو گفتم آرزویم این است
این دل جز هوای تو ندارد هوایی
گفتی آرزویم بودی و هستی
بمان تا به نوشم زین جام مستی
گفتم ز شراب عشق شیرین تر ندیدم
مینوشم حتی اگر باشد در آن بد مستی
بد مست تر از من در عشق نخواهد بود
گرباشی میمانم به پایت تا آخر هستی
گفتی در مرام ما عاشقان
نخواهی دید هیچ گونه کاستی
نمیدانستم که این ها فقط حرف است
تو رفتی و ثابت کردی مثل این دنیا پستی
دیدگاه ها (۰)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

Enemys Embrsce [ part 40]

Part 15

**اولین روز آشنایی** یادم آمد اولین روز آشناییبه من گفتی که ...

یادم آمد اولین روز آشناییبه من گفتن که با من میاید؟به او گفت...

***لایق***خواستم بگویم لایقم نیستی دیدم زمانی بودی برای همه ...

اگردلتنگِ دیدارم به تو جانی بدهکارمتمامِ من فدای تو که من دل...

خواهم بگیرم ، ساز ... بر دست دل ، بازکنم شوری بسر آغاز... ...

اگردلتنگِ دیدارم به تو جانی بدهکارمتمامِ من فدای تو که من دل...

از روز اول هم تو را باور نکردمچون خوانده بودم دست تو، لب تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط