{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم آمد اولین روز آشنایی

یادم آمد اولین روز آشنایی
به من گفتن که با من میاید؟
به او گفتم آرزویم این است
این دل جز هوای او ندارد هوایی
گفت آرزویم بودی و هستی
بمان تا به نوشم زین جام مستی
گفتم ز شراب عشق شیرین تر ندیدم
مینوشم حتی اگر باشد در آن بد مستی
بد مست تر از من در عشق نخواهد بود
گرباشی میمانم به پایت تا آخر هستی؟
گفت در مرام ما عاشقان
نخواهی دید هیچ گونه کاستی
نمیدانستم که این ها فقط حرف است
ولی ثابت کردن که این دنیا ؛ دنیا تو چقدپستی

/ سعید
دیدگاه ها (۴)

/ سعید

/ سعید

آرامش دوستای مهربونی چون شما که باشد,خواب دیگر بهانه ای برای...

/ سعید

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط