کلبه وحشت..... پارت ۳

پیرمرد نگاهی به دور و اطراف کرد و گفت اینجا یک کلبه است که تسخیر شده است و به کلبه وحشت معروفه نجا کسی جرات نمی‌کنه بره و نمی‌دونم شما چه جور شده که تصمیم گرفتین از سیم خاردار را رد بشید و وارد این کل بشید.....
این داستانی که می‌خوام براتون بگم برمی‌گرده به چندین سال پیش این کلبه خیلی وقته تسخیر شده است اما تعدادی مثل شما که حس کنجکاوی نسبت به این کلبه داشتن وارد کلبه شدند...
یادم میاد در آخرین بار ۴ تا دختر وارد این کلبه شدن که دو تای آنها را مرده درون کلبه پیدا کردیم که به یک نقطه خیره شده بودند و علت مرگ اونا مرگ آنی بود و اون دو دختر دیگه رو در کنار کلبه پیدا کردیم و آنها دیوانه شده بودند!!! به معنای واقعی دیوانه شده بودند.. و آنها قرار شد که تا آخر عمر در تیمارستان نزدیک شهرشون زندگی کنند
از آن موقع دیگه هیچکس جرات نداره وارد کلبه بشه و دلیل اینکه ما دیشب کلبه شما یعنی در واقع خونه کوچیکی که کرایه کرده بودین وارد شدیم این بود که بدونیم صداهایی که شنیدیم که نمی‌دونم اونا رو شما هم شنیدید یا نه چون معمولاً اعضای خود روستا می‌شنوند فکر کردیم به شما آسیبی وارد شده و می‌خواستیم از سلامت جسمی و روحی شما مطلع بشیم چون که معلوم نیست اون چیزی که این کلبه را تسخیر کرده قصدش جون انسانه..
یا می‌خواد زندگی عادیشونو به یک کابوس تبدیل کنه به هر حال لطفاً وارد این کلبه نشین..و بعدش رفت..
من زنگ زدم به صاحب همون خونه‌ای که خونش رو به ما کرایه داده بود و هرچی که فکر کنید به اون گفتم و بهش گفتم که چرا به ما نگفتی که ما داریم خونه نزدیک همچین خونه‌ای کرایه می‌کنیم که به کلبه وحشت معروفه ...
سریعاً خونه را به اون پس دادیم و تا می‌توانستیم با ماشین خودمون از اونجا دور شدیم وقتی به خانه رسیدیم تا موضوع را برای خانواده‌ام تعریف کردیم اولین چیزی که اونا گفتن اینه که شماهای دیوونه واقعی هستین که تصمیم گرفتین خونه نزدیک اون کلبه کرایه کنید......!!!!!!
از آنها پرسیدیم که شما مگه درباره اون کلبه چیزی می‌دونید و اونا گفتن که این ماجرا مال خیلی وقت پیشه و بسیار معروف عجیبه که شما از این موضوع خبر ندارید ولی به هر حال باید خیلی خوش شانس باشیم که وقتی وارد اونجا شدین جون سالم به در بردید....
از اون روز به بعد هر وقت با دوستام می‌خواستم برم بیرون یا می‌خواستم باهاشون مسافرت برم فقط داخل شهر می‌رفتم و هیچ وقت قبل از اینکه موضوعات و شایعات و سنت‌های اونجا رو ندونم وارد اونجا نمی‌شم که دوباره همچین چیز وحشتناکی رو تجربه نکنم و با جون خودم و دوستان بازی نکنم..
The End
دیدگاه ها (۰)

سریال سارا قسمت جهارم. برای دیدن ادامه سریال فالو کن

برای عزیزترینم آدم زندگیم

Why Did I Fall in Love with Her? | P²⁰ 🖤ویو: عمارت کانگ ـ سا...

رمان خبر ممنوعه پارت سوم 3

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

پارت 78ات با ناباوری به عکس خیره شده بود.ـ این امکان نداره.....

پارت بعدی 🎀ات چند لحظه به فنجان روی میز خیره ماند.+ جون‌هیه....

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑯𝒘𝒂𝒏𝒈 𝑯𝒚𝒖𝒏𝒋𝒊𝒏 × 𝑳𝒐𝒖𝒊𝒔ژانر: عاشقانه، ...

Why Did I Fall in Love with You?P²ویو دوهیبا عصبانیت وارد شر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط