#شهیدانه

#شهیدانه
گفـت:بازم شهیـدآوردن؟🤨
یہ مشـت استخون؟
شـب خـواب دید تو یہ باتلاقہ!!😣
دستـےاو را گرفـت...✨
گفـت ڪـے هستـے؟🧐
گفـت:"مـن همـون یہ مشـت استخونم...!"🙂
دیدگاه ها (۰)

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

من به بالش و پتوی تو حسادت می‌کنم چون اونها هر شب می‌توانند ...

کاش می‌شد دلتنگی رو دست گرفت، فرستاد براش… 🥀کاش یک شب، بی‌هو...

F

سناریو منتظر ماندن از راه دوریونا که هی هروز حوصله‌اش سر می ...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

به خاطر ترخیص شدن پسرم از بیمارستانبه همه کارکنان کارخونه نف...

🌙 THE GIRL IN HIS DREAMSدختری در خواب‌های او | فیکشن ۶ پارتی...

حتی انسان‌های اولیه هم نونشون داخل یه کیسه‌ای چیزی می‌کردن م...

شخصیت منفی؟ ن ممنون ما کارکتر اصلیامونو داریم من خودم یه مد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط