سناریو منتظر ماندن از راه دور
سناریو منتظر ماندن از راه دور
یونا که هی هروز حوصلهاش سر می رفت و نمی دونست چیکار کنه وقتی فلیکس نیست دیگه حتی حال راه رفتن رو نداشت و حتی بزور با درد بارداریش راه می رفت
یک روز حوصلش سر رفت و نمی دوست چیکار کنه به دوستش زنگ زد یه نا جواب نداد به خواهر یه نا زنگ زد گفت رفته ژاپن چون سفیر برند آیفون هستش با گوشیش سر گرم شد خوابید دید درد بارداریش داره بیشتر می سه به مادرش زنگ زد گفت حوصلش سر رفته و مادرش در جواب گفت خودت رو سرگرم کن فلیکس میاد
بازم با گوشی بازی کرد و رفت تو اینستا و بعد از چند ساعت دید فایده ای نداره و خوابید فلیکس هم شب ساعت ۳ شب اومد و دید یونا مثل پیشی کوچولو خوابیده رفت یه یک ربع ای رو با گوشیش سرگرم شد و رفت تو اینستا دیدش که فایده ای نداره اومد و پیش یونا خوابید
یونا که هی هروز حوصلهاش سر می رفت و نمی دونست چیکار کنه وقتی فلیکس نیست دیگه حتی حال راه رفتن رو نداشت و حتی بزور با درد بارداریش راه می رفت
یک روز حوصلش سر رفت و نمی دوست چیکار کنه به دوستش زنگ زد یه نا جواب نداد به خواهر یه نا زنگ زد گفت رفته ژاپن چون سفیر برند آیفون هستش با گوشیش سر گرم شد خوابید دید درد بارداریش داره بیشتر می سه به مادرش زنگ زد گفت حوصلش سر رفته و مادرش در جواب گفت خودت رو سرگرم کن فلیکس میاد
بازم با گوشی بازی کرد و رفت تو اینستا و بعد از چند ساعت دید فایده ای نداره و خوابید فلیکس هم شب ساعت ۳ شب اومد و دید یونا مثل پیشی کوچولو خوابیده رفت یه یک ربع ای رو با گوشیش سرگرم شد و رفت تو اینستا دیدش که فایده ای نداره اومد و پیش یونا خوابید
- ۸۶
- ۰۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط