سناریو منتظر ماندن از راه دور

سناریو منتظر ماندن از راه دور

یونا که هی هروز حوصله‌اش سر می رفت و نمی دونست چیکار کنه وقتی فلیکس نیست دیگه حتی حال راه رفتن رو نداشت و حتی بزور با درد بارداریش راه می رفت


یک روز حوصلش سر رفت و نمی دوست چیکار کنه به دوستش زنگ زد یه نا جواب نداد به خواهر یه نا زنگ زد گفت رفته ژاپن چون سفیر برند آیفون هستش با گوشیش سر گرم شد خوابید دید درد بارداریش داره بیشتر می سه به مادرش زنگ زد گفت حوصلش سر رفته و مادرش در جواب گفت خودت رو سرگرم کن فلیکس میاد

بازم با گوشی بازی کرد و رفت تو اینستا و بعد از چند ساعت دید فایده ای نداره و خوابید فلیکس هم شب ساعت ۳ شب اومد و دید یونا مثل پیشی کوچولو خوابیده رفت یه یک ربع ای رو با گوشیش سرگرم شد و رفت تو اینستا دیدش که فایده ای نداره اومد و پیش یونا خوابید
دیدگاه ها (۰)

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت سیزدهمصدای انفجار همه‌جا پیچید!ی...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁹ویو تهیونگ که یهو صدایی از دور ...

the missing link part¹³همون موقع گوشی ووجین زنگ خوردعصبی با ...

پارت ۱یوری :ای خدا فقط یه استراحت به من بده برای چی باید به ...

Iove and the moonPart 43یونا با تعجب به کوک نگاه کرد.یونا: د...

P3F2فردا دامیان:انیا پاشو دیگه به خدا خسته شدم هروز بخوام بی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part47یهو درباز شد قلبم رفت تو شلوارمگوشیو پر...

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

پارت ۲روز بعد/۸ صبحوقتی از خواب بیدار شدی سمت هوسوک خالی بود...

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط