.....
.....
باشد ، پسر ها هوس باز ،دنبال گودی کمر و سایز سینه.....!!!! اما شما دنبال دل و احساس ابدی ، نه ماشین و پول و چهره !!!!! ما دنبال یک شب بیداری تا صبح روی تخت دو نفره ...!!!!! شما سرشار از احساس ، بی یاد آن غریبه در شب های گذشته !!!! ... با ما راه می رفتند و تمام حواسشان به BMW دوستمان بود !!!!! با ما می رقصیدند و فکرشان پیش رقص حرفه ای آن دیگری !!!! آخر داستان هم ، دل نوشته های احساسی برای آنها ، آدم های بد قصه همیشه و همیشه ، پسر ها ... ..........!!!! ما همه خوب نیستیم ، قبول !!!! اما شما هم "همه" خوب نیستید !!! شما فرشتگان بدون بال ، نماینده های روی زمین از بهشت نیستید !!!! تعداد خوب هایتان ، به اندازه ی خوب های جنس مخالف، کم است ! ..........من اگر قوس کمر خواستم ، تو ازم ارث پدر خواستی.......... ---------------- با احترام به تمام فرشته های واقعی روی زمین که کمیابند اما نایاب نیستند
میگن سه موقع دعا برآورده میشه:
یکی وقت غروب
یکی زیر بارون
یکیم وقتی دلی میشکنه
من وقت غروب زیر بارون با دلی شکسته دعا کردم خدایا هیچ دلی نشکنه....
..................
+ تاریخ ۱۳٩۱/۱/٢۸ساعت ۱٢:۱٦ ب.ظ نویسنده ΛlI نظرات (غیر فعال)
شبت بخیر
امشب برای پنجمین بار گوشیمو بر میدارم تا اس ام اس شب بخیر رو بدم. یادت هست هر شب راس 11 شب بخیر را می فرستادم تا همان موقع زنگ بزنی کلی بخندی و بگویی خواب آلو تازه 11 ست. چقدر حیف که دیگر تو نیستی تا شب بخیرت بهترین شب بخیر شبهایم شود
... هر جا که هستی امیدوارم در آرامش بخوابی من شبهایی طولانی هست که دیگر 11 نمی خوابم
+ تاریخ ۱۳٩۱/۱/۱٩ساعت ۱٢:۳٤ ق.ظ نویسنده ΛlI نظرات (غیر فعال)
برو به سلامت
این آخرین بارم بود.
“با عجله رفتنت” را عکس میگیرم و در کنج تاریکخانه قلبم برای همیشه نگاه میدارم،
تا یادم باشد تاریکیِ خانه قلبم از بی عشقی نبود.
از اعتماد بود.
دیگر…
بازگشتت را…
انتظار نمیکشم…
برو به سلامت
خسته ام ....
خسته تر از تمام خستگی هایم ...
بسان بیابان خشکی که خو گرفته باشد به خشکسالی
و در خواب هم ندیده باشد خنکای آب را
بسان خاری بی تصور باران .
... خسته ام ....
مرا با من رها کنید اگر باران نیستید
72427
من!
عاشق نیستم...
فقط گاهی ، حرف تو که می شود، دلم مثل اینکه تب کند!!
گرم و سرد می شود...
توی سینه ام چنگ می زند...
آب می شود... تنگ می شود ..
+ تاریخ ۱۳٩۱/۱/۱ساعت ٩:۳۱ ب.ظ نویسنده ΛlI نظرات (47)
خیس میشویم. خاموش میشویم. تاریک میشویم!!!
زیر چتری که در دستش دارد، روی نیمکت روبروی من نشستهای.
شاید فقط نور سیگار من از آنجا معلوم باشد. ولی تو آنرا هم نمیبینی.
نیمکتم در تاریکی قرار دارد.
با هم به چیزی گوش میدهید. نمیدانم از آهنگ لذت میبری یا از باران یا از شب یا از او!
اگر جای او بودم در آغوشت میگرفتم تا سردت نشود.
... آن ترانه هنوز تمام نشده است.سکوت کرده اید و گوش میکنید.سکوت کرده ایم و نگاه میکنیم، من و سیگارم که حالا خیس شده است و خاموش.
ترانه تمام میشود.صورتش را نگاه میکنی و او به خود میبالد!
باران شدت گرفته است. دستت را میگیرد و میروید. سیگاری روشن میکنم.
اینجا هنوز تاریک است.
من و سیگار به صدای باران گوش میدهیم.
خیس میشویم.
خاموش میشویم.
تاریک میشویم!!!
+ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ساعت ۱:٤٠ ب.ظ نویسنده ΛlI نظرات (50)
حرفام رو میشنوی ؟
خدایا ... خسته ام... دلگیرم
هرچه فکر میکنم هیچ پناهی جز تو ندارم..
نمیدانم..
به گمانم صدایم را نمی شنوی..
اگر می شنیدی تو هم به گریه می افتادی..
و خودت می آمدی ومرا در آغوش می گرفتی
+ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ساعت ۱٢:۱٩ ق.ظ نویسنده ΛlI نظرات (59)
عنوان نداره...
واقعا خیلی سخته اصلا نمی تونم باور کنم چطور هنوز بعد از این اتفاقها بازم می تونم راه برم و بخندم امروز بازهم پاهام منو به سمت خونت کشوندن یک دو سه پله ها رو طی کردم مطمئنم با چشمای بسته هم می تونم بیام. ناخودآگاه دستم می رم سمت چشمام تا اشکهای رو که بی اختیار رو گونم جاری میشه رو پاک کنم. امروز هم مثل بقیه روزها نمی تونم بیشتر جلو بیام از همونجا از همین راهی که اومدم بر میگردم
+ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٥ساعت ۱۱:٤٤ ب.ظ نویسنده ΛlI نظرات (22)
سر کوچتون ...
مثل هر شب
سر کوچتون .........
از همون شبی که بهم گفتی همه چی تمومه راهتو بکش و برو. بهت گفتم معلومه که میرم فکر کردی چی؟ نکنه باورت شده من واقعا مجنونم و سر به بیابون می ذارم یا به خاطر تو خودمو می ندازم زیر ماشین یا هر روز و هر شب سر کوچتون کشیک می دم تا ببینمت نه جانم برو رفتی برو به سلامت..........ایستادم.
پک محکمی به سیگارم می زن
باشد ، پسر ها هوس باز ،دنبال گودی کمر و سایز سینه.....!!!! اما شما دنبال دل و احساس ابدی ، نه ماشین و پول و چهره !!!!! ما دنبال یک شب بیداری تا صبح روی تخت دو نفره ...!!!!! شما سرشار از احساس ، بی یاد آن غریبه در شب های گذشته !!!! ... با ما راه می رفتند و تمام حواسشان به BMW دوستمان بود !!!!! با ما می رقصیدند و فکرشان پیش رقص حرفه ای آن دیگری !!!! آخر داستان هم ، دل نوشته های احساسی برای آنها ، آدم های بد قصه همیشه و همیشه ، پسر ها ... ..........!!!! ما همه خوب نیستیم ، قبول !!!! اما شما هم "همه" خوب نیستید !!! شما فرشتگان بدون بال ، نماینده های روی زمین از بهشت نیستید !!!! تعداد خوب هایتان ، به اندازه ی خوب های جنس مخالف، کم است ! ..........من اگر قوس کمر خواستم ، تو ازم ارث پدر خواستی.......... ---------------- با احترام به تمام فرشته های واقعی روی زمین که کمیابند اما نایاب نیستند
میگن سه موقع دعا برآورده میشه:
یکی وقت غروب
یکی زیر بارون
یکیم وقتی دلی میشکنه
من وقت غروب زیر بارون با دلی شکسته دعا کردم خدایا هیچ دلی نشکنه....
..................
+ تاریخ ۱۳٩۱/۱/٢۸ساعت ۱٢:۱٦ ب.ظ نویسنده ΛlI نظرات (غیر فعال)
شبت بخیر
امشب برای پنجمین بار گوشیمو بر میدارم تا اس ام اس شب بخیر رو بدم. یادت هست هر شب راس 11 شب بخیر را می فرستادم تا همان موقع زنگ بزنی کلی بخندی و بگویی خواب آلو تازه 11 ست. چقدر حیف که دیگر تو نیستی تا شب بخیرت بهترین شب بخیر شبهایم شود
... هر جا که هستی امیدوارم در آرامش بخوابی من شبهایی طولانی هست که دیگر 11 نمی خوابم
+ تاریخ ۱۳٩۱/۱/۱٩ساعت ۱٢:۳٤ ق.ظ نویسنده ΛlI نظرات (غیر فعال)
برو به سلامت
این آخرین بارم بود.
“با عجله رفتنت” را عکس میگیرم و در کنج تاریکخانه قلبم برای همیشه نگاه میدارم،
تا یادم باشد تاریکیِ خانه قلبم از بی عشقی نبود.
از اعتماد بود.
دیگر…
بازگشتت را…
انتظار نمیکشم…
برو به سلامت
خسته ام ....
خسته تر از تمام خستگی هایم ...
بسان بیابان خشکی که خو گرفته باشد به خشکسالی
و در خواب هم ندیده باشد خنکای آب را
بسان خاری بی تصور باران .
... خسته ام ....
مرا با من رها کنید اگر باران نیستید
72427
من!
عاشق نیستم...
فقط گاهی ، حرف تو که می شود، دلم مثل اینکه تب کند!!
گرم و سرد می شود...
توی سینه ام چنگ می زند...
آب می شود... تنگ می شود ..
+ تاریخ ۱۳٩۱/۱/۱ساعت ٩:۳۱ ب.ظ نویسنده ΛlI نظرات (47)
خیس میشویم. خاموش میشویم. تاریک میشویم!!!
زیر چتری که در دستش دارد، روی نیمکت روبروی من نشستهای.
شاید فقط نور سیگار من از آنجا معلوم باشد. ولی تو آنرا هم نمیبینی.
نیمکتم در تاریکی قرار دارد.
با هم به چیزی گوش میدهید. نمیدانم از آهنگ لذت میبری یا از باران یا از شب یا از او!
اگر جای او بودم در آغوشت میگرفتم تا سردت نشود.
... آن ترانه هنوز تمام نشده است.سکوت کرده اید و گوش میکنید.سکوت کرده ایم و نگاه میکنیم، من و سیگارم که حالا خیس شده است و خاموش.
ترانه تمام میشود.صورتش را نگاه میکنی و او به خود میبالد!
باران شدت گرفته است. دستت را میگیرد و میروید. سیگاری روشن میکنم.
اینجا هنوز تاریک است.
من و سیگار به صدای باران گوش میدهیم.
خیس میشویم.
خاموش میشویم.
تاریک میشویم!!!
+ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ساعت ۱:٤٠ ب.ظ نویسنده ΛlI نظرات (50)
حرفام رو میشنوی ؟
خدایا ... خسته ام... دلگیرم
هرچه فکر میکنم هیچ پناهی جز تو ندارم..
نمیدانم..
به گمانم صدایم را نمی شنوی..
اگر می شنیدی تو هم به گریه می افتادی..
و خودت می آمدی ومرا در آغوش می گرفتی
+ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ساعت ۱٢:۱٩ ق.ظ نویسنده ΛlI نظرات (59)
عنوان نداره...
واقعا خیلی سخته اصلا نمی تونم باور کنم چطور هنوز بعد از این اتفاقها بازم می تونم راه برم و بخندم امروز بازهم پاهام منو به سمت خونت کشوندن یک دو سه پله ها رو طی کردم مطمئنم با چشمای بسته هم می تونم بیام. ناخودآگاه دستم می رم سمت چشمام تا اشکهای رو که بی اختیار رو گونم جاری میشه رو پاک کنم. امروز هم مثل بقیه روزها نمی تونم بیشتر جلو بیام از همونجا از همین راهی که اومدم بر میگردم
+ تاریخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٥ساعت ۱۱:٤٤ ب.ظ نویسنده ΛlI نظرات (22)
سر کوچتون ...
مثل هر شب
سر کوچتون .........
از همون شبی که بهم گفتی همه چی تمومه راهتو بکش و برو. بهت گفتم معلومه که میرم فکر کردی چی؟ نکنه باورت شده من واقعا مجنونم و سر به بیابون می ذارم یا به خاطر تو خودمو می ندازم زیر ماشین یا هر روز و هر شب سر کوچتون کشیک می دم تا ببینمت نه جانم برو رفتی برو به سلامت..........ایستادم.
پک محکمی به سیگارم می زن
- ۲۲.۰k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط