میدونی از ی جایی ب بعد دیگه بیخیال میشی . دیگه تلاشی نمیک

میدونی از ی جایی ب بعد دیگه بیخیال میشی . دیگه تلاشی نمیکنی برای خوشحال بودن . دیگه هیچ اصراری نداری برای اینکه خودتو قوی نشون بدی و تلاش کنی واسه داشتن زندگی قشنگ .. چون همه ی امیدتو از دست دادی و دیگه خیلی خسته شدی ‌، هرچقد خواستی و نشد ، تلاش کردیو نشد ، یهو قید همه چیو میزنی و ب اجبار فقط نفس میکشی :)
هممونم میدونیم"نفس کشیدن ک به معنای زندگی نیست"
دیدگاه ها (۳)

Anya x Damian پارت۶۰

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

سناریو تایجو

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❸از زبان ن.ر ::: ...

ابلیس

چند پارتی از جونگکوک

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهمقدمه﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«نازنین»و «رومن» زمانی زو...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

پشت نقاب عشق 💗صبح روز بعد، نور آفتاب از پنجره‌های بزرگ عمارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط