{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه ای جانانه نذرم کن گناهش با خودم

بوسه ای جانانه نذرم کن گناهش با خودم
سوختن در آتش و روز سیاهش با خودم

خوب میدانم که می ترسی ببیند دیگری
جنگ با چشمان شور و کینه خواهش با خودم

بی خبر یک شب مرادر بازویت محصور کن
رفتن آهسته در وقت پگاهش با خودم

تا نویسد روزگاران قصه ی عشق مرا
تو زلیخا شو برادر ها و چاهش با خودم

مثل شیرین شو به دستم تیشه ی فرهاد ده
بیستون و سنگ سخت و کوره راهش با خودم

این دو مشکل کرده اکنون روزگارم را سیاه
ناز بی حد از تو است سوز آهش با خودم

باز دیشب آینه در گوش من آهسته گفت
روزگاری را که تو کردی تباهش با خودم
دیدگاه ها (۵)

بوسه ای جانانه نذرم کن گناهش با خودمسوختن در آتش و روز سیاهش...

بوسه ای جانانه نذرم کن گناهش با خودمسوختن در آتش و روز سیاهش...

بوسه ای جانانه نذرم کن گناهش با خودمسوختن در آتش و روز سیاهش...

بوسه ای جانانه نذرم ڪن گناهش با خودمسوختن در آتش و روز سیاهش...

بوسه ای جانانه نذرم کن گناهش با خودمسوختن در آتش و روز سیاهش...

تک پارتی یونگیـــ

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨فضا در خاموشیِ هیاهو دفن شده ...

♨️یک منبع امنیتی اظهارنظر مبنی بر «ورود گروه‌های مسلح به کشو...

♨️حزب‌الله لبنان: اخراج آمریکا از عراق، آغازی بر پایان حضور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط