{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرش یک نفر از راه می‌رسد

آخرش یک نفر از راه می‌رسد
که بودنش جبرانِ تمامِ نبودن‌هاست

جبرانِ تمامِ بی انصافی‌ها و شکستن‌ها …
یکی که با جادویِ حضورش دنیایِ تو را متحول می‌کند …
جوری تو را می‌بیند که هیچ کس ندیده …
جوری تو را می‌شنود که هیچ کس نشِنیده …
و جوری روحِ خسته‌ تو را از عشق و محبت اشباع می‌کند

که با وجود او دیگر نه آرزویی می‌ماند برایِ نرسیدن

و نه حسرت و اندوهی برای خوردن …
دستش را که گرفتی در چشمانش که نگاه کردی بگو:
تو مثل باران هستی
بارانی از گل
بارانی از مهر
بارانی از لبخند
بارانی که به زندگی کویری من جان بخشید
با تو بودن را دوست دارم، چرا که تو را دوستت دارم آرام جانم
تا همیشه پای تو می‌مانم

حواست باشد!
بعضی آدم‌ها خودِ معجزه‌اند انگار
آمده‌اند تا تو مزه‌ خوشبختی را بچشی
آمده‌اند تا دلیلِ آرامش و لبخندِ تو باشند
آمده‌اند که زندگی کنی
دیدگاه ها (۰)

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

در خواستی

پروانه جان

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

https://wisgoon.com/v/NMJB4ED8GJ

امروز یه روز عادی نیست.

پروانه جان

کیم نامجون؛امروز، جهان یک دلیلِ دیگر برای لبخند زدن دارد.روز...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

وقتی میخواد بهت اعتراف کنه..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط