{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴}

پارت ۴}

هویت مخفی }

( دوستان اول یک توضیح بدم ، بعد از اینکه جیمین تصمیم میگره ات رو ببره عمارت خودش و بعد اجرا ات و سو رین همه اعضا از ات سورین خوششون میاد و برای همین جیمین به اعضا میگه و اعضا هم دست به یکی میکنن آخر جشنواره ات و سورین رو به عمارت مخفی خوششون ببرن و بندازن تقسیر هیترا ولی تهیونگ مخالفه)

ویو بعد از اعلام نتایج :

اعضا . چییییییییی

_ میدونستممم ( خوشحالی )

+ ایولللل ( اینم خوشحاله )

تهیونگ . دیگه زیادی دارن میرن رو مخمممم

جیمین . چطور ممکنه ما کل این ماه رو تمرین کردیمممم

شوگا. ( بچم حرفی نداره )

نامجون . چطور یک گروه که همش یک آلبوم دادن بیرون و یک ماه شروع کردن تو جشنواره کیپاپ اول شدن ؟؟

جیهوپ . بچه مهم نیست ما بیشتر از اینا جایزه و مشهوریت داریم ( بچم ته امیده )

جین . ( به افق خیره شده )

جیمین . اگه من اینا رو تو عمارت تا آخر عمرشو نگه نداشتم جیمین نیستممممم

تهیونگ . خب باشه قبول

تهیونگ . کوک تو اون دختر که بغل جیمین میشینه رو بگیر ( ات رو میگه ) ، جیهوپ تو عم اون یکی رو ( سورین منظورشه )

جیهوپ و کوک . اوک

تهیونگ . جین تو سیستم امنیت رو حک کن . جیمین بادیگارد ها شون با تو

شوگا . تو عم ماشین خودمون رو بیار

اعضا به جز تهیونگ . حله

ویو ات و سورین :

ساعت سه صبح بود از اینکه ما برنده شدیم و جایزه جشنواره دستم بود خوشحال بودم، دم در ورودی جشنواره وایساده بودیم تا ماشین بیاد . تعجب کردم بادیگارد ها کوشن بس . یاااا ات تو مافیایی نباید از چیزی بترسی( تو دلش ) اومدیم جلو تو دم جدول خیابون وایسادیم که دیدم کل ساختمون یا همون محل جشنواره خاموش شد . ترسیدم دست سورین رو گرفتم و به گفتم خبری عه و اگه چیزی از پشت بهمون حمله شد خودش رو به بیهوشی بزنه

ویو کوک و جیهوپ :

کوک . خب بریم

جیهوپ. آره ولی بیهوش کنندس چند درصدی بود ؟؟

کوک. ۹۹٪

جیهوپ . اوووو اینا که تا فردا به‌هوش نمیان

کوک . خب ماعم همین رو میخوایم .

جیهوپ . اوکی بریم دیگه دیر میشه همه چی بهم میریزه

کوک . بریمم

ویو کوک :

رفتیم دیدم دم جدول وایسادن سریع به جیهوپ علامت دادم تا بریم جلو تر رفتیم و از پشت گرفتیمشون و دستمال رو جلو دهنشون گرفتیم هیچ حرکتی نداشتند و مثل یک بچه خوب بیهوش شدند و شوگا اومد و گذاشتیم داخل ماشین و به سمت عمارت حرکت کردیم

ویو ات :

..........

ببخشید دیر شد نتم به چخ رفته بود 😶
دیدگاه ها (۹)

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط