{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَم

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَم
من که تا صبحدمان سخت نگهبانِ تواَم

تو بیا لحظه ی بی رنگ مرا رنگین کن
تا سحر رقص کنان لاله ی خندانِ تواَم

تا که دریا به خروش و دل تن ها به سکوت
منم آن آب روان، قطره ی بارانِ تواَم

چون به فردا غزل از خاطره ی خون دارم
چشمه ی آتشم و اشکِ فراوانِ تواَم

دلم از غصّه گرفته ست ترا دارم و بس
سر پناهِ منی و دست به دامانِ تواَم

غزلم حوصله ی قصّه ندارم دیگر
آب از سر برود صخره ی پنهانِ تواَم....
دیدگاه ها (۱)

هر روز می روم به مسیری که دیدمتجایی که عاشقانه به جانم خریدم...

در عشقِ تو محکم تر از آهن بودمآواره ی کوه و دشت و برزن بودمب...

چشم هایت با نگاهم بندبازی می کندبرق چشمت با آبروی خلق بازی م...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که تا صبحدمان سخت نگهب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط