{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه
ولو شدم رو مبل
داداش کوچیکم برام یک لیوان آب سرد آورد
گفتم:
به به، تو که از این کارا بلد نبودی عجیبه
برگشته میگه:
معلم دینیمون امروز گفت هر کس یک سگ تشنه هم سیراب کند. میره بهشت
فردا دارم میرم مدرسشون...
دیدگاه ها (۴)

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه ولو شدم رو مبل

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

ظهر از باشگاه جنازه رسیدم خونه.ولو شدم رو مبل.داداش کوچیکم ب...

آیا میدانستیدایران دومین کشور غمگین جهانه؟؟دوستان یه همت کنی...

جک به سبک بی تی اس پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط