{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگه داشته شل شل راه میرفته. ازش میپرسن چی شده؟ میگه رفتم

گرگه داشته شل شل راه میرفته. ازش میپرسن چی شده؟ میگه رفتم دم خونه شنگول و منگول و حبه انگور. بعد گفتم منم منم مادرتون. از بخت بد باباهه خونه بود حرف مار رو هم باور کرد!

--------------------------------------------

یه روز اقا گرگه میره دمه خونه شنگول و منگول در میزنه مامان شنگول و منگول درو باز می کنه میگه بیا تو بچه ها نیستند
دیدگاه ها (-۱)

یارو زنش رو طلاق میده همه بهش میگن : بابا , طلا خانوم که زن ...

زنگ خونه رو زدم،بابام از پشت آیفون میگه:تنهایی؟میگم: نه!خونه...

دیدین این پسرای دم بخت میگن:من قصد ازدواج ندارم؟یکی نیست بهش...

پسره نخبه بوده میذارنش کلاس زبان.یه روز بعد از کلاس میره سان...

دریاچه قوپارت۳۸بعد از نیم ساعت برگشت پیشم.قشنگ داشت جلوم بال...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑ویو بعد از کار جونگکوک، رسیدن به خونه. ...

فیک انتقام یا عشق

پارت۲«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» ~چشم ارباب، خب اون یتیمه و فقط یه برادر بزرگ...

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗ده این ویلا بود نه بابا ویلا چیه خوده ع...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط