گرگه داشته شل شل راه میرفته. ازش میپرسن چی شده؟ میگه رفتم
گرگه داشته شل شل راه میرفته. ازش میپرسن چی شده؟ میگه رفتم دم خونه شنگول و منگول و حبه انگور. بعد گفتم منم منم مادرتون. از بخت بد باباهه خونه بود حرف مار رو هم باور کرد!
--------------------------------------------
یه روز اقا گرگه میره دمه خونه شنگول و منگول در میزنه مامان شنگول و منگول درو باز می کنه میگه بیا تو بچه ها نیستند
--------------------------------------------
یه روز اقا گرگه میره دمه خونه شنگول و منگول در میزنه مامان شنگول و منگول درو باز می کنه میگه بیا تو بچه ها نیستند
- ۹.۲k
- ۱۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (-۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط