{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذر گهی ست پر ستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند
چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات ؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر ، بیفکنندم و سزاست
وگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
دیدگاه ها (۳)

باز صدا می زنم تو را .... امشب بازم ميسپارمت به اون کسی که ت...

پاییز رسید......هوابارونیه......بیازیچترخیالم.....می رسونمت ...

zara

zara

‌درین سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت ملال ما پرنده پر ن...

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت ملال ما پرنده پر نم...

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند..!

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پُر ملالِ ما پرنده ...

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پُر ملالِ ما پرنده...

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زندبه دشتِ پُرملال ما پرنده ...

درین ســـــــــرای بــــی کسی ، کسی به در نمیزندبــــــــه د...

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پُر ملالِ ما پرنده ...

‌درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زندبه دشتِ پُرملال ما پرنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط