پارت 2
ا.ت:باورم نمیشه یعنی واقعا از من خوشت اومده
جیهوپ:تو خیلی زیبایی از اونجایی که رو ارمی بمبت دیدم بایستم منم😉
ا.ت:خیلی ممنونم ،اره بایسم تویی (خجالت)
هوپی:پس باهام قرار میزاری الان
ا.ت:از خدامه
که جیهوپ رد تیغ رو روی دست ات دید
هوپی:ات چطور تونستی به خودت صدمه بزنی چرااا🥺
ا.ت:ببخشید من واقعا حالم خوب نبود تا الانم که زندم به لطف توعه امید زندگیم شدی و من رو نجات دادی
هوپی:دیگه همیشه پیشتم ،هیچ وقت این کار رو انجام نده باشه(ات رو بغل کرد)
(جیهوپ و ات باهم کلی میگشتن قرار میزاشتن و خیلی خوشحال بودن شباهت های زیادی داشتن حتی باهم سفر هم رفتن )
ا.ت ویو
داشتم لباس میپوشیدم جیهوپ امشب دعوتم کرد رستوران گفت خودشم میاد نبالم و همینطور که میخواد یه چیز خیلی مهم بهم بگه یعنی چی میخواد بگه نکنه بگه بیا جدا بشیم شاید ازم خوشش نیومده ،من که میدونستم . اما بهترین اخلاقم رو نشون دادم ، هیی چی دارم میگم شاید یه چیز دیگه باشه البته امیدوارم
(گوشیش زنگ خورد )
ا.ت:جیهوپه(گوشی رو برداشت)
ا.ت:بله عشقم
هوپی:سانشاینم دم در منتظرتم
ا.ت:الان میام پایین(قطع کردن)
(ات یه نفس عمیق کشید و رفت پایین )
هوپی:سلام
ا.ت:سلام
(هم رو بغل کردن و جیهوپ در ماشین رو برای ات باز کرد)
ا.ت:ممنونم
هوپی:خواهش میکنم پرنسس
(رسیدن رستوران )
ات ویو
جای خیلی باکلاس و شیکی بود هوشم اومد
هوپی برام صندلی رو کشید که بشینم منم نشستم صندلی رو یکم برد جلو
ا.ت:میخواستی چه چیزی رو بهم بگی هوپی
جیهوپ:امم ،میفهمی اول بیا غذا سفارش بدیم
ات ویو
برام سوال بود این رستوران به این بزرگی چرا خالی بود
ات:جیهوپ چرا اینجا کسی نیست
هوپی:من کرایه اش کردم
ا.ت:اهااا
(غذا میخوردن که یه مرد شروع کرد به و
ویولون زدن
هوپی:افتخار میدین پرنسس(دستش رو به سمت ات برد و برای رقص دعوتش کرد)
ا.ت:بله پرنس 😊(رقص تانگو)
ا.ت:من خیلی کنجکاوم بگو دیگه چه چیزی بود می خواستی بگی
هوپی:خیلی عجولی
ا.ت:اره یکم عجولم
(هوپی جلوی ات زانو زد)
هوپی:پرنسسم عشقم زندگیم امیدم سانشاینم همه چیزم با من ازدواج میکنی؟(حلقه رو گرفته بود دستش)
ا.ت:من که قبلا گفتم بله(هوپی حلقه رو دستش کرد)
هوپی:بدون انگشتر که نمیشه تا الانشم
زیادی طولش دادیم برای پس فردا مراسم عروسی رو برگزار میکنیم خانواده هامونم که راضین هیچ مانعی جلومون نیست
ا.ت:پس فردا!
هوپی:اره از عاقد وقت گرفتم
ا.ت:بلاخره به ارزوم رسید (جیهوپ رو بغل کرد)
الان دوساله که ازدواج کردن صاحب یه پسر خوشگل هم شدن و به خوبی و خوشی تا ابد زندگی کردن
پایان
گایول:بچه ها اگه غلط املایی داشتم ببخشید ، و امیدوارم از فیک خوشتون اومده باشه ، اینم درخواستی یه ارمی خوشگل بود،تو کامنت درخواستی هاتون رو بگید ❤️❤️❤️❤️😘🥰😍🤩🤗
جیهوپ:تو خیلی زیبایی از اونجایی که رو ارمی بمبت دیدم بایستم منم😉
ا.ت:خیلی ممنونم ،اره بایسم تویی (خجالت)
هوپی:پس باهام قرار میزاری الان
ا.ت:از خدامه
که جیهوپ رد تیغ رو روی دست ات دید
هوپی:ات چطور تونستی به خودت صدمه بزنی چرااا🥺
ا.ت:ببخشید من واقعا حالم خوب نبود تا الانم که زندم به لطف توعه امید زندگیم شدی و من رو نجات دادی
هوپی:دیگه همیشه پیشتم ،هیچ وقت این کار رو انجام نده باشه(ات رو بغل کرد)
(جیهوپ و ات باهم کلی میگشتن قرار میزاشتن و خیلی خوشحال بودن شباهت های زیادی داشتن حتی باهم سفر هم رفتن )
ا.ت ویو
داشتم لباس میپوشیدم جیهوپ امشب دعوتم کرد رستوران گفت خودشم میاد نبالم و همینطور که میخواد یه چیز خیلی مهم بهم بگه یعنی چی میخواد بگه نکنه بگه بیا جدا بشیم شاید ازم خوشش نیومده ،من که میدونستم . اما بهترین اخلاقم رو نشون دادم ، هیی چی دارم میگم شاید یه چیز دیگه باشه البته امیدوارم
(گوشیش زنگ خورد )
ا.ت:جیهوپه(گوشی رو برداشت)
ا.ت:بله عشقم
هوپی:سانشاینم دم در منتظرتم
ا.ت:الان میام پایین(قطع کردن)
(ات یه نفس عمیق کشید و رفت پایین )
هوپی:سلام
ا.ت:سلام
(هم رو بغل کردن و جیهوپ در ماشین رو برای ات باز کرد)
ا.ت:ممنونم
هوپی:خواهش میکنم پرنسس
(رسیدن رستوران )
ات ویو
جای خیلی باکلاس و شیکی بود هوشم اومد
هوپی برام صندلی رو کشید که بشینم منم نشستم صندلی رو یکم برد جلو
ا.ت:میخواستی چه چیزی رو بهم بگی هوپی
جیهوپ:امم ،میفهمی اول بیا غذا سفارش بدیم
ات ویو
برام سوال بود این رستوران به این بزرگی چرا خالی بود
ات:جیهوپ چرا اینجا کسی نیست
هوپی:من کرایه اش کردم
ا.ت:اهااا
(غذا میخوردن که یه مرد شروع کرد به و
ویولون زدن
هوپی:افتخار میدین پرنسس(دستش رو به سمت ات برد و برای رقص دعوتش کرد)
ا.ت:بله پرنس 😊(رقص تانگو)
ا.ت:من خیلی کنجکاوم بگو دیگه چه چیزی بود می خواستی بگی
هوپی:خیلی عجولی
ا.ت:اره یکم عجولم
(هوپی جلوی ات زانو زد)
هوپی:پرنسسم عشقم زندگیم امیدم سانشاینم همه چیزم با من ازدواج میکنی؟(حلقه رو گرفته بود دستش)
ا.ت:من که قبلا گفتم بله(هوپی حلقه رو دستش کرد)
هوپی:بدون انگشتر که نمیشه تا الانشم
زیادی طولش دادیم برای پس فردا مراسم عروسی رو برگزار میکنیم خانواده هامونم که راضین هیچ مانعی جلومون نیست
ا.ت:پس فردا!
هوپی:اره از عاقد وقت گرفتم
ا.ت:بلاخره به ارزوم رسید (جیهوپ رو بغل کرد)
الان دوساله که ازدواج کردن صاحب یه پسر خوشگل هم شدن و به خوبی و خوشی تا ابد زندگی کردن
پایان
گایول:بچه ها اگه غلط املایی داشتم ببخشید ، و امیدوارم از فیک خوشتون اومده باشه ، اینم درخواستی یه ارمی خوشگل بود،تو کامنت درخواستی هاتون رو بگید ❤️❤️❤️❤️😘🥰😍🤩🤗
- ۴.۲k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط