سناریو کازتورا پارت اخر

ا/ت: چی منظورت چیه

کازتورا: همین که گفتم از غر زدنات خسته شدم

ا/ت: منظورت اینکه من برات یه اسباب بازی بودم

کازتورا: اره و الان دیگه اسباب بازی خوبی نیستی

ا/ت: .....

نویسنده: ا/ت بعد شنیدن اون حرف انگار دنیت رو سرش خراب میشه شروع از اینکه میفهمیه برای کازتورا یه ادم دم دستی بوده حسابی ناراحت میشه و یدونه سیلی به گوش کازتورا میزنه

کازتورا: ....ها؟

ا/ت: خیلی گاوی من با تموم وجودم دوست داشتم

و شروع میکنه به گریه کردن
و پشتشو به کازتورا میکنه اروم قدم میزنه
اشکای ا/ت پشت سر هم میان عین ابر بهاری
که یهو کازتورا دستشو میگیره

کازتورا: وایسا نمیخواستم ناراحتت کنم یه لحظه گوش بده

ا/ت:........

کازتورا: من متاسفم من فقط میخواستم باهات شوخی کنم
نمیدونستم انقدر ناراحت میشی

ا/ت: جدی میگی....

کازتورا: اره عشقم من غلط بکنم ازت خسته شم
ولی دستت سنگینه

ا/ت: ببخشید عصبانیم کردی دیگه شانس اوردی با دمپایی نزدمت

کازتورا: عجب

نویسنده:کازتورا ا/ت رو بغل میکنه اروم نوازسش میکنه

پایان

کارکتر بعدی کی باشه
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو ناگی پارت ۲

سناریو سو پارت اخر

سناریو باجی

تک پارتی کاراسو

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو سو پارت اخر

تکپارتی جونگ کوک

سناریو بونتن پارت۸

سناریو ایزانا پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط