{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه فانوسی کنار لحظه های تارمان مانده

نه فانوسی کنار لحظه های تارمان مانده
نه دیگر زلف تاکی بر سر دیوارمان مانده
فقط اندوه میگیرد سراغی از غریبی مان
همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده
بپرس از پیشگوهای محلی این معما را
چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟
چقدر از دلخوشی های کم و کوتاه مان رفته؟
چقدر از زخم های بر جگر بسیارمان مانده؟
سزای خواندن از عشق است در گوش کر جنگل
اگر که قطره خونی گوشه ی منقارمان مانده
تو تقدیر منی ای عشق اما عقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت....
همین یک کارمان مانده!
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه

نه فانوسی کنار لحظه‌های تارمان ماندهنه دیگر زلفِ تاکی بر سر ...

عاشقانه

عاشقانه های شبنم

♥️🌺🌻♥️🌺🌻♥️🌺🌻نه فانوسی کنارِ لحظه های تارمان ماندهنه دیگر زلف...

نه فانوسی کنار لحظه‌های تارمان ماندهنه دیگر زلف تاکی بر سر د...

کلی از دستبافهامو هنوز نرسیدم اینجا بزارم

طرح اولیه یه 🐢 بود ولی بعد فکر کردم شاید 🐬 بهتر باشه. البته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط