{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ یکی بود یکی نبود

‍ یکی بود یکی نبود
این داستان زندگی ماست
همیشه همین بوده
یکی بود یکی نبود
در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن .
با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد.
هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ،
که یکی بود ، دیگری هم بود .
همه با هم بودند .
و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم .
از دارایی ، از آبرو ، از هستی .
انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست .
هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما .
و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن .
و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم .
"هنر نبودن دیگری" ...
دیدگاه ها (۲)

🔺فروش هلدینگ شفادارو در وقت جنگ، خصوصی سازی یا حراج دارایی‌ه...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌حکایت شیطان و کهن‌ الگوهایش :روزی شی...

گاهی آدم آن‌قدر درگیر ساختن زندگی می‌شه که یادش می‌ره خودش ه...

هنوز برای ساخت یک ایده باید ساعتها کدنویسی کنید

بسم الله الرحمن الرحیم اگر به یگانگی رَوی، تقسیم به دو نمی‌ ...

کامل‌ترین سبک زندگی:۱- پس از مطالعه مکاتب، ادیان و ایسم‌های ...

Dana-Apada

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

اعجاز علمی قران در مورد تاريكى دريا{موج من فوقه موج} [ سوره ...

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط