علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست

علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست
خوشحال نمی‌شه، با نمره‌ی بیست
دیپلم گرفته، سربازی رفته،
دنبالِ کاره، هفته به هفته
مادرش قرض داره،
ته برج دائم کم میاره،
رخت می‌شوره، بند می‌ندازه،
غم داره بی‌اندازه،
با بد و خوب می‌سازه.
تنها دلش می‌خواد علی
باز بشه کلاسِ اولی...
وای، وای، وای...
علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست
دنیاش مثل اون کوچه باریک نیست
دستاش خالیه، دلش پر درده،
داره دنبالِ چاره می‌گرده،
هی کتاب می‌خونه،
تو اینترنت سرگردونه،
دائم فیلتر می‌شکونه،
می‌خونه و می‌دونه،
اين‌جا مثل زندونه...
دلش می‌هواد جادو بشه،
باز علی کوچولو بشه
وای، وای، وای...
علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست،
سرِ راهشه یه تابلوی ایست
یه دانشجوی ستاره داره،
دست از رؤیاهاش برنمی‌داره
باباش تو زندونه،
علی با مردم تو میدونه،
یه سرودو می‌خونه،
سراومد زمستونه،
پیرهنش غرقِ خونه...
تموم می‌شه کارِ علی
تو دلِ یه گورِ جعلی
وای، وای، وای... //
دیدگاه ها (۸)

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

نمی‌دونم، اما شبای مهتابی یه جور دیگه‌ان...انگار سکوت، حرف‌ه...

عزیز چشمای منتظرم، شهر من کوچیکه، چن تا خیابون بیشتر نیست. خ...

سناریو تهیونگ

خداونداببخش..اگربازبان‌به‌تونزدیک‌شده‌اموباقلبم‌خلاف‌آن‌راعم...

یه نقدی هم به ایشون بکنم !!!چون اومدن گفتن , #قلعه_نویی درست...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

#سناریو #اد__𝑱𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆 🍙🖤وقتی تو خواب نفسمون بالا نمیاد و اونا ...

دختری که تصمیم می‌گیره اونی رو که با تمام وجود دوست داره، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط